تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٨ - تحقق رؤيا
اجابت دعا را نزديكتر مىكند. [٢٢] از سوى ديگر يك بار آمرزش خواهى براى بخشوده شدن گناهان بسنده نيست، اين امر بايد روزهاى بسيارى ادامه يابد، از اين رو بود كه يعقوب گفت
«آمرزش خواهم خواست». برخى گفتهاند: «يعقوب مدّت بيست سال فرزندان خود را به صف مىكرد و دعا و استغفار مىنمود و آنان آمين مىگفتند».
تحقّق رؤيا
[٩٩] يعقوب فرزندان و بار و بنه ايشان را فراهم كرد و به مصر، آن جا كه ملك عادل بود، روانه شدند. يوسف در نزديكى شهر از يعقوب و همسرش كه خاله او بود و نيز راحيل مادر تنى خود استقبال كرد.
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ/ ٢٦٤ آمِنِينَ- چون بر يوسف داخل شدند پدر و مادر را نزد خود جاى داد و گفت: به مصر در آييد اگر خدا بخواهد در امان خواهيد بود».
بزرگترين نعمت خدا بر مردم شهرها امنيّت و تأمين جانى و رفاه و محفوظ بودن از جنگ و غارت و مانند آن است.
[١٠٠] پدر و مادر نزد يوسف بر تخت ملك نشستند و در همين حال همه به پاس نعمتى كه بدان نايل شده بودند به خدا سجده كردند.
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً- پدر و مادر را بر تخت فرا برد و همه در برابر او به سجده در آمدند».
برخى گفتهاند سجده عملا براى خاطر يوسف بود امّا نه آن كه به معنى به خاك افتادن باشد، و خم شدن كامل براى احترام و تجليل ملك رواست و اين عبادت نيست كه حرام باشد. آنچه حرام و شرك است تقديس كسى و رسانيدن او به مقام الوهيّت است، چه از راه سجده باشد يا اطاعت مطلقه يا حتى دست را بلند
[٢٢] - نور الثقلين، ج ٢، ص ٤٦٦ شماره ١٩٧.