پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٥ - شرح و تفسير در برابر بدىها نيكى كن!
رفت و با مركب خود مقدارى از زراعت او را پايمال كرد. مرد ناصبى فرياد برآورد: زراعت ما را پايمال نكن. امام عليه السلام (به خاطر مصالحى) گوش به حرف او نداد و همچنان پيش آمد تا نزد او رسيد و با او به شوخى و مزاح پرداخت سپس فرمود: چقدر هزينه كشت اين زراعت تو شده است عرض كرد: صد دينار.
فرمود: چقدر اميد دارى كه سود كنى؟ عرض كرد: نمىدانم. امام عليه السلام فرمود:
(نگفتم چقدر سود مىكنى) گفتم: چقدر اميد دارى سود كنى؟ عرض كرد: صد دينار. امام عليه السلام سيصد دينار در آورد و به او بخشيد. آن مرد برخاست و سر امام عليه السلام را بوسيد. هنگامى كه امام عليه السلام بعد از اين ماجرا وارد مسجد شد آن مرد ناصبى برخاست سلام كرد و گفت: «اللَّه اعلم حيث يجعل رسالته؛ خدا مىداند رسالت و نبوّت خود را در چه خاندانى قرار دهد» ياران آن مرد ناصبى برخاستند و او را نهى كردند و گفتند: اين چه كارى است كه مىكنى؟ مرد ناصبى به آنها دشنام داد. در اينجا امام عليه السلام به يارانش فرمود: كدام يك بهتر بود آنچه را شما مىخواستيد يا آنچه را من مىخواستم؟ [١]
آن گاه امام عليه السلام در هفتمين توصيه مىفرمايد: «اگر خواستى پيوند برادرى و رفاقت را قطع كنى جايى براى آشتى بگذار كه اگر روزى خواست باز گردد بتواند»؛ (وَ إِنْ أَرَدْتَ قَطِيعَةَ أَخِيكَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِكَ بَقِيَّةً يَرْجِعُ إِلَيْهَا إِنْ بَدَا لَهُ ذَلِكَ يَوْماً مَا).
اشاره به اينكه همچنان كه انسان در دوستى بايد حد اعتدال را نگه دارد و همه اسرار خويش را نزد دوستش فاش نكند كه اگر روزى دوستى مبدل به دشمنى شد گرفتار زيان و خسران نشود، همين گونه اگر انسان پيوند دوستى را بريد نبايد تمام پلهاى پشت خود را ويران سازد، زيرا بسيار مىشود كه طرف پشيمان
[١]. مقاتل الطالبيين، ص ٣٣٢. مرحوم علامه مجلسى همين داستان را به صورت مشروحتر در بحارالانوار، ج ٤٨، ص ١٠٢، ح ٧ آورده است.