پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٥ - شرح و تفسير درهاى توبه و دعا به روى تو گشوده است
اصلاح نمىشود، لذا امر دين آنها را با آن اصلاح مىكنم و آنان را به وسيله آن مىآزمايم». [١]
در طول تاريخ و حتى در زمان صحابه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام نيز نمونههاى روشنى از آن ديده شده كه بعضى از افراد كم ظرفيت پيوسته از خدا به وسيله پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله يا امامان معصوم عليهم السلام تقاضاى وسعت روزى مىكردند و بعد از اصرار كه در حق آنها دعا شد وسعت روزى به طغيان و سركشى آنها انجاميد و حتى بعضى از آنان تعبيراتى گفتند كه بوى ارتداد مىداد، همان گونه كه در داستان معروف ثعلبة بن حاطب انصارى آمده است كه پيوسته از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تقاضاى دعا براى مال فراوان مىنمود. پيغمبر صلى الله عليه و آله كه وضع حال و آينده او را مىدانست به او فرمود: «قَلِيلٌ تُؤَدِّي شُكْرَهُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ لَا تُطِيقُه؛ مقدار كمى كه شكرش را بتوانى ادا كنى بهتر از مقدار زيادى است كه توانايى اداى حقش را نداشته باشى» آيا بهتر نيست به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تأسى جويى و به زندگى سادهاى بسازى؟ اما ثعلبه دست بردار نبود. سرانجام پيامبر صلى الله عليه و آله در حق او دعا كرد و ثروت كلانى به ارث از جايى كه اميدش را نداشت رسيد؛ گوسفندانى خريد كه زاد و ولد فراوانى كردند آنچنان كه نگاهدارى آنها در مدينه ممكن نبود. ناچار به باديههاى اطراف مدينه روى آورد و آنچنان سرگرم زندگى مادى شد كه بر خلاف رويه او كه در تمام نمازهاى پيغمبر صلى الله عليه و آله شركت مىكرد، نماز جماعت و حتى نماز جمعه را نيز ترك كرد.
پس از مدتى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مأمور جمعآورى زكات را نزد او فرستاد تا زكات اموالش را بدهد او از پرداخت خوددارى كرد و به اصل تشريع زكات اعتراض نمود و گفت: اين چيزى مثل جزيهاى است كه از اهل كتاب گرفته مىشود، ما مسلمان شدهايم كه از پرداخت جزيه معاف باشيم. هنگامى كه اين
[١]. كافى، ج ٢، ص ٦٠، ح ٤.