پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - شرح و تفسير چند وصيت پر ارزش
امر به معروف و نهى از منكر بروند، به نماز شب و نوافل روى مىآورند. حاضر نيستند از محرمات چشم بپوشند و فقط به عزادارى شهيدان بسنده مىكنند.
جالب توجّه اينكه امام عليه السلام اين دو اصل اساسى را گاه به ستونهاى خيمه تشبيه كرده و گاه به دو چراغ نورانى؛ خيمههاى كوچك معمولًا يك ستون دارد ولى خيمههاى بزرگ و تشكيلاتى داراى دو ستون معمولًا در كنار هر ستونى چراغى آويزان است و يا به گفته بعضى نور از آن ستونها برمىخيزد. به هر حال خيمه دين بدون اين دو اصل برپا نمىشود و فضاى آن بدون اين چراغها ظلمانى و كاملا تاريك است.
و اما جمله «خَلَاكُمْ ذَمٌ» همان گونه كه در شرح خطبه ١٤٩ در جلد پنجم نوشتهايم، در ميان اعراب به صورت ضرب المثل در آمده و مفهومش اين است كه ملامت و نكوهش و مذمتى بر شما نيست، چرا كه وظيفه خود را انجام دادهايد؛ يعنى شما آنچه را كه گفتم انجام دهيد ديگر هيچ مشكلى نداريد؛ اما اينكه نخستين كسى كه اين جمله را به كار برد چه كسى بود، شرح آن را در همان جلد نوشتهايم.
سپس امام عليه السلام در بخش دوم اين خطبه در عباراتى بسيار كوتاه و پر معنا، زندگى خود را درس عبرت بزرگى دانسته و براى يارانش بيان مىكند و مىگويد:
«من ديروز يار و همنشين شما بودم و امروز (كه در بستر شهادت افتادهام) عبرتى براى شما هستم و فردا از شما جدا خواهم شد (و دنيا را وداع مىگويم)»؛ (أَنَا بِالْأَمْسِ صَاحِبُكُمْ، وَ الْيَوْمَ عِبْرَةٌ لَكُمْ، وَ غَداً مُفَارِقُكُمْ).
يعنى من كه فاتح خيبر و احزاب و بدرم و ديروز به صورت انسانى نيرومند در ميان شما بودم، با گذشت يك روز دگرگون شدم و اكنون با فرق شكافته از بيداد ابن ملجم در بستر شهادت هستم و همين فرق شكافته من به شما درس بىوفايى دنيا مىدهد و فردا كه جاى خالى مرا ببينيد، احساس مىكنيد كه دنيا تا