پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - شرح و تفسير خوشحالى و تأسف بيجا
نمىرفت! و ناراحت مىشود به سبب از دست دادن چيزى كه هرگز به او نمىرسيد»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْمَرْءَ قَدْ يَسُرُّهُ دَرَكُ [١] مَا لَمْ يَكُنْ لِيَفُوتَهُ وَيَسُوؤُهُ فَوْتُ مَا لَمْ يَكُنْ لِيُدْرِكَهُ).
مواهب دنيا بر دو گونه است؛ بخشى از آن با سعى و كوشش به دست مىآيد و با سستى و تنبلى از دست مىرود. بخشى ديگر چنان است كه بدون سعى و كوشش در اختيار او قرار مىگيرد و قسمتى چنان است كه به هر حال از دست مىرود، هر چند نهايت سعى و تلاش را بنمايد.
بخش اوّل محدوده اختيارات انسان است و آيه شريفه «وَأَنْ لَّيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلّا ما سَعى» [٢] اشاره به آن دارد؛ ولى بخش دوم محدوده قضا و قدر حتمى است كه از تحت اختيار انسان بيرون است.
امام عليه السلام در حقيقت به اين نكته اشاره مىكند كه بسيارى از چيزهايى كه مايه مسرت انسان است از بخش دوم است. به هر حال امورى بوده كه طبق قضا و قدر الهى در اختيار او قرار مىگرفته، بنابراين مسرور شدن به سبب آن بيهوده است؛ مثل اينكه كسى به سبب طلوع آفتاب مسرور شود و در نقطه مقابل امورى است كه با هيچ سعى و كوششى به دست نمىآيد و اگر كسى به خاطر از دست رفتن آن غمگين شود، بيهوده غمگين شده؛ مثل اينكه براى غروب آفتاب غمگين گردد كه چرا آفتاب چهره خود را پنهان كرد.
مواهب مادّى اعم از اموال، ثروتها، مقامات و پيروزىها و همچنين شكستها، ناكامىها و از دست رفتن امكانات، در بسيارى از مواقع از همين قبيل است؛ نه آمدنش اختيارى بوده و نه از دست رفتنش، نه آمدنش بايد مايه سرور باشد و نه از دست رفتنش مايه تأسف.
[١]. «درك» در بسيارى از نسخههاى نهجالبلاغه «درك» بر وزن «نمك» آمده است؛ ولى در بعضى «درك» بر وزن «ارك» آمده است و هر دو به يك معناست و آن به دست آوردن چيزى است.
[٢]. نجم، آيه ٣٩.