پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٣ - شرح و تفسير بيست و هشت اندرز ديگر
اين احتمال نيز در تفسير اين جمله وجود دارد كه اگر جاهل از تو قطع پيوند كرد هرگز ناراحت مباش، زيرا به منزله اين است كه عاقلى با تو رابطه برقرار كند؛ از زيانش بر كنار مىمانى و شر او از تو قطع مىشود. (مطابق اين تفسير، جاهل و عاقل جنبه فاعلى دارد).
بيست و چهارم. «كسى كه خود را از حوادث زمان ايمن بداند زمانه به او خيانت خواهد كرد و كسى كه آن را بزرگ بشمارد او را خوار مىسازد»؛ (مَنْ أَمِنَ الزَّمَانَ خَانَهُ، وَ مَنْ أَعْظَمَهُ أَهَانَهُ).
جمله اوّل اشاره به اين است كه هيچ يك از نعمتهاى دنيا مورد اعتماد نيست؛ پيروزىها، ثروتها، حسن و جمال، محبوبيتها و ساير مواهب مادى در هر لحظه در معرض زوال است. آنها كه بر اين امور اعتماد كنند ناگهان دنيا به آنها خيانت كرده و يكى را پس از ديگرى از آنها مىگيرد. اين درست به آن مىماند كه انسان در مسير سيلاب خانه مجللى بنا كند كه هر لحظه ممكن است سيلاب عظيمى جارى شود و خانه را در هم بكوبد. بنابراين منظور از زمان در اينجا دنيا و مواهب مادى دنياست و منظور از جمله دوم اين است كه دنيا در نظرش مهم باشد و براى به چنگ آوردن آن تن به هر كارى بدهد. به يقين چنين كسى خوار و بىمقدار و در نظرها موهون خواهد شد.
اين احتمال نيز در تفسير دو جمله بالا هست كه منظور از زمان، اهل زمان است؛ يعنى انسان نبايد به همه مردم زمان خود اطمينان كند، چرا كه ممكن است ناگهان از پشت به او خنجر زنند و منظور از بزرگ داشتن زمان، اهل زمان است مخصوصاً طاغوتها و صاحبان قدرت كه اعتماد بر آنها و بزرگ شمردنشان سبب وهن انسان مىشود، لذا بسيارى از بزرگان و علماى گذشته، نزديك شدن به طاغوتها را خطر شمرده و افراد محترم را از قرب سلطان بر حذر داشتهاند و اينكه در شرح حال بزرگان پيشين مىبينيم كه از فساد زمان خود شكوه داشتهاند