پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٤ - ترجمه
جستجوى آن برمىخيزى (و بايد برخيزى) و نوع ديگرى آن كه به سراغ تو خواهد آمد حتى اگر به دنبالش نروى خود به دنبال تو مىآيد. چه زشت است خضوع (در برابر ديگران) به هنگام نياز و جفا و خشونت به هنگام بىنيازى و توانگرى، تنها از دنيا آنقدر مال تو خواهد بود كه با آن سراى آخرتت را اصلاح كنى و اگر قرار است براى چيزى كه از دست رفته ناراحت شوى و بىتابى كنى پس براى هر چيزى كه به تو نرسيده نيز ناراحت باش.
با آنچه در گذشته واقع شده، نسبت به آنچه واقع نشده استدلال كن؛ زيرا امور جهان شبيه به يكديگرند. از كسانى مباش كه پند و اندرز به آنها سودى نمىبخشد مگر آن زمان كه در ملامت او اصرار ورزى؛ چرا كه عاقلان با اندرز و آداب پند مىگيرند؛ ولى چهارپايان جز با زدن اندرز نمىگيرند. هجوم اندوه و غمها را با نيروى صبر و حسن يقين از خود دور ساز. كسى كه ميانهروى را ترك كند از راه حق منحرف مىشود. (و بدان) يار و همنشين (خوب) همچون خويشاوند انسان است.
دوست آن است كه در غياب انسان، حق دوستى را ادا كند. هواپرستى شريك و همتاى نابينايى است. چه بسا دور افتادگانى كه از خويشاوندان نزديكتر و خويشاوندانى كه از هركس دورترند. غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
آن كس كه از حق تجاوز كند در تنگنا قرار مىگيرد. و آن كس كه به ارزش و قدر خود اكتفا نمايد موقعيتش پايدارتر خواهد بود. مطمئنترين وسيلهاى كه مىتوانى به آن چنگ زنى آن است كه ميان تو و خدايت رابطهاى برقرار سازى.
كسى كه به (كار و حق) تو اهمّيّت نمىدهد در واقع دشمن توست. گاه نوميدى نوعى رسيدن به مقصد است، در آنجا كه طمع موجب هلاكت مىشود. چنان نيست كه هر عيب پنهانى آشكار شود. و نه هر فرصتها مورد استفاده قرار گيرد.
گاه مىشود كه شخص بينا به خطا مىرود و نابينا به مقصد مىرسد. بدى را به