پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - شرح و تفسير افراد سست را كنار بزن
نرسيدند، از مدينه به سمت مكّه حركت كردند و در مكّه عبداللَّه بن زبير را نزد عايشه فرستادند كه به او بگويد امير المؤمنين عثمان مظلوم كشته شد و على بن ابىطالب امور مردم را قبضه كرد و به وسيله سفيهانى كه قتل عثمان را بر عهده گرفتند بر همه چيز غلبه يافت و ما از اين مىترسيم كه مفاسدى از اين طريق در جهان اسلام پيدا شود. اگر مصلحت مىبينى در سفر به بصره همراه ما باش اميد است خداوند بوسيله تو اختلاف اين امّت را التيام بخشد و شكاف ميان آنها را پر كند و پراكندگى آنها را برطرف سازد و امورشان را بدين طريق اصلاح نمايد.
عبداللَّه نزد عايشه آمد و پيام را رساند. عايشه در ابتدا امتناع ورزيد سپس فرداى آن روز موافقت خود را اعلام كرد هنگامى كه طلحه و زبير به اتفاق عايشه و گروه شورشيان به بصره رسيدند عثمان بن حنيف فرماندار امير مؤمنان على عليه السلام در بصره نامهاى براى آن حضرت نوشت و آن حضرت را در جريان امور گذاشت حضرت نامه مورد بحث را مرقوم داشت و براى عثمان بن حنيف فرستاد و دستور داد به اتفاق گروه وفاداران به امام عليه السلام از اهالى بصره در مقابل مخالفان بايستند». [١]
اكنون به شرح نامه مىپردازيم. امام عليه السلام مىفرمايد: «مخالفان را (كسانى كه فرمان تو را در مقابله با لشكريان طلحه و زبير پذيرا نيستند) نصيحت كن اگر به سايه اطاعت باز گردند (و تسليم فرمان تو شوند) اين همان چيزى است كه ما دوست داريم (و از آنها مىخواهيم) و اگر حوادث، آنان را به سوى اختلاف و عصيان كشاند با كمك كسانى كه از تو اطاعت مىكنند با كسانى كه نافرمانى تو را مىكنند پيكار كن و با كسانى كه مطيعاند از كسانى كه سستى مىورزند خود را بىنياز ساز»؛ (فَإِنْ عَادُوا إِلَى ظِلِّ الطَّاعَةِ فَذَاكَ الَّذِي نُحِبُّ، وَ إِنْ تَوَافَتِ [٢] الْأُمُورُ
[١]. الجمل، ص ١٢٢.
[٢]. «توافت» از ريشه «وفا» گرفته شده و به معناى دست به دست هم دادن و گرد هم آمدن است و منظور در جمله بالا اين است كه اگر حوادث دست به دست هم بدهد و مخالفان را به ادامه سركشى وادارد.