پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٨ - شرح و تفسير ايمان به يكتايى او
خود او نبوده و از بيرون آمده؛ موجودى فانى مىشود كه وجودش از درون ذاتش نبوده و از خارج ذاتش به او رسيده باشد.
بنابراين پنجمين و ششمين وصف را هم مىتوان از اينجا نتيجه گرفت كه مىفرمايد: «او سرسلسله هستى است بى آنكه آغازى داشته باشد و آخرين آنها است بىآنكه پايانى برايش تصور شود»؛ (أَوَّلٌ قَبْلَ الْأَشْيَاءِ بِلَا أَوَّلِيَّةٍ، وَ آخِرٌ بَعْدَ الْأَشْيَاءِ بِلَا نِهَايَةٍ).
اين دو وصف نيز از لوازم ازليت و ابديت ذات پاك اوست كه آن هم نتيجه واجب الوجود بودن او است.
در هفتمين وصف كه آخرين وصفى است كه امام عليه السلام در اينجا بيان كرده و مىفرمايد: «بزرگتر از آن است كه ربوبيتش در احاطه فكر يا چشم قرار گيرد»؛ (عَظُمَ عَنْ أَنْ تَثْبُتَ رُبُوبِيَّتُهُ بِإِحَاطَةِ قَلْبٍ أَوْ بَصَرٍ).
دليل آن هم روشن است؛ ربوبيت او از ازل شروع شده و تا ابد ادامه دارد و همه عالم هستى را با مرزها و حدود ناشناختهاش در بر مىگيرد، بنابراين چنين ربوبيت گستردهاى را نه با چشم مىتوان مشاهده كرد و نه در فكر انسان مىگنجد، زيرا ربوبيتش نامحدود است و نامحدود در فكر محدود انسان نخواهد گنجيد.
امام عليه السلام بعد از بيان عظمت خداوند و يگانگى و ازليت و ابديت و احاطه ربوبيت او بر جميع عالم، در ادامه سخن، فرزندش را مخاطب ساخته و او را به كوچكى و ناتوانيش و نيازهاى فراوانش در برابر خداوند توجّه مىدهد مىفرمايد: «حال كه اين حقيقت را شناختى، در عمل بكوش آن چنان كه سزاوارِ مانند توست از نظر كوچكى قدر و منزلت و كمى قدرت و فزونى عجز و نياز شديدت به پروردگارت»؛ (فَإِذَا عَرَفْتَ ذَلِكَ فَافْعَلْ كَمَا يَنْبَغِي لِمِثْلِكَ أَنْ يَفْعَلَهُ فِي صِغَرِ خَطَرِهِ [١]، وَ قِلَّةِ مَقْدِرَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ، و عَظِيمِ حَاجَتِهِ إِلَى رَبِّهِ).
[١]. «خطر» در اينجا به معناى قدر و منزلت است.