پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٧ - ٢ واعظان و اندرزگويان
پندهاى ديگر، تاريخ پيشينيان، قصرهاى ويران شده، قبرهاى خاموش و ديار متروك آنهاست كه با زبان بىزبانى هزار گونه اندرز داردند و امام عليه السلام در ادامه همين سخن به آن اشاره فرموده است.
واعظ ديگرى كه در سخن ديگرى از امام عليه السلام (خطبه ١٨٨) آمده، جسم بىجان مردگان است مىفرمايد: «فَكَفَى وَاعِظاً بِمَوْتَى عَايَنْتُمُوهُمْ حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَيْرَ رَاكِبين؛ مردگانى كه به سوى قبرهايشان بدون اختيار مىبرند براى پند و اندرز شما كافى هستند». [١]
واعظ ديگرى كه در كلمات قصار امام عليه السلام آمده است واعظ درونى يعنى همان وجدان بيدار آدمى است مىفرمايد: «وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ؛ كسى كه از درون وجود خود واعظى داشته باشد خداوند حافظ و نگهبانى براى او قرار مىدهد» [٢] اين واعظ نفسانى همان است كه قرآن در سوره شمس به آن اشاره كرده مىفرمايد: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها* فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها؛ و قسم به روح آدمى و آن كس كه آن را (آفريده و) موزون ساخته سپس فجور و تقوا (شر و خيرش) را به او الهام كرده است». [٣]
واعظ ديگر همان است كه امام كاظم عليه السلام در برابر هارونالرشيد بيان كرد آن گاه كه هارون از امام عليه السلام تقاضاى موعظه كرد آن حضرت در بيانى كوتاه و پر معنا فرمود: «ما من شىء تراه عينيك إلا و فيه موعظة؛ هيچ چيزى را چشمت نمىبيند جز آنكه در آن موعظهاى است». [٤]
يعنى ستارگانِ فروزان آسمان، خورشيد و ماه درخشان، قامت خميده پيران، موى سپيد سالخوردگان، برگهاى خشكيده درختان در فصل خزان، قبرهاى
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٨٨.
[٢]. نهجالبلاغه، كلمات قصار ٨٩.
[٣]. شمس، آيه ٧ و ٨.
[٤]. بحار الانوار، ج ٦٨، ص ٣٢٤.