پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣ - شرح و تفسير اين نامه از سوى چه كسى، و به چه كسى است؟
دست دادهام و در آستانه چشم فروبستن از دنيا قرار دارم، زيرا امام عليه السلام اين سخن را زمانى بيان فرمود كه ظاهراً عمر مباركش از شصت گذشته بود.
جمله «الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ» اشاره به حوادث سخت زمان و تلخ و شيرينهايى است كه خواه ناخواه پيش مىآيد.
جمله «الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ» تأكيدى است بر اينكه من در سراشيبى پايان عمر قرار گرفتهام و جمله «الْمُسْتَسْلِمِ لِلدُّنْيَا» اشاره به غلبه حوادث بر انسان است.
جمله «السَّاكِنِ مَسَاكِنَ الْمَوْتَى» اشاره به اين است كه اين منازلى كه ما در آن مسكن مىكنيم غالباً ساخته و پرداخته پيشينيان است. آنها ساختند و ما در آن نشستهايم و گاه ما مىسازيم و به آيندگان تحويل مىدهيم.
سرانجام جمله «وَ الظَّاعِنِ عَنْهَا غَداً» اشاره به نزديك بودن لحظه كوچ از دنياست؛ يعنى من با آگاهى از تمام اين ويژگىها و آگاهىها قلم به دست گرفتم و مشغول نوشتن اين نامهام.
آن گاه امام عليه السلام مخاطب خود را بدون ذكر نام با چهارده وصف توصيف مىكند و مىفرمايد: «اين نامه به فرزندى است آرزومند، آرزومند چيزهايى كه هرگز دست يافتنى نيست و در راهى گام نهاده است كه ديگران در آن گام نهادند و هلاك شدند (و از جهان چشم فرو بستند) كسى كه هدف بيمارىهاست و گروگان روزگار، در تيررس مصائب، بنده دنيا، بازرگان غرور، بدهكار و اسير مرگ، همپيمان اندوهها، قرين غمها، آماج آفات و بلاها، مغلوب شهوات و جانشين مردگان است»؛ (إِلَى الْمَوْلُودِ الْمُؤَمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ، السَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ، غَرَضِ [١] الْأَسْقَامِ، وَ رَهِينَةِ [٢] الْأَيَّامِ، وَ رَمِيَّةِ [٣] الْمَصَائِبِ، وَ عَبْدِ الدُّنْيَا، وَ تَاجِرِ
[١]. «غرض» به معنى هدفى است كه به سوى آن تيراندازى مىشود.
[٢]. «رهينة» به معناى گروگان است.
[٣]. «رمية»، تعبير ديگرى از «غرض» و «هدف» است (صفت مشبههاى است كه معناى مفعولى دارد).