پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢ - شرح و تفسير اين نامه از سوى چه كسى، و به چه كسى است؟
نوشتن نامه مىنويسند من فلان الى فلان؛ يعنى اين نامه از سوى فلان كس به سوى فلان كس نگاشته مىشود. امام عليه السلام به جاى اينكه نام خود و نام فرزندش امام حسن عليه السلام را ببرد با ذكر اوصافى زمينه را براى اندرزهاى بسيار مهم آينده هموار مىسازد.
ابتدا شش صفت براى خود و سپس چهارده صفت براى فرزندش بيان مىفرمايد كه فضاى نامه را با اين اوصاف كاملًا آماده و روشن و شفاف مىكند.
نخست مىفرمايد: «اين نامه از سوى پدرى است كه عمرش رو به فناست، او به سختگيرى زمان معترف و آفتاب زندگيش رو به غروب است (و خواه ناخواه) تسليم گذشت دنيا (و مشكلات آن). همان كسى كه در منزلگاه پيشينيانِ از دنيا رفته سكنى گزيده و فردا از آن كوچ خواهد كرد»؛ (مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ، الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ [١]، الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ، الْمُسْتَسْلِمِ لِلدُّنْيَا [٢]، السَّاكِنِ مَسَاكِنَ الْمَوْتَى، وَ الظَّاعِنِ [٣] عَنْهَا غَداً).
امام عليه السلام با ذكر اين اوصاف براى خود اهداف مختلفى را دنبال مىكند؛ نخست اينكه به فرزندش مىفهماند من با كولهبار عظيمى از تجربه كه با گذشت زمان برايم حاصل شده اين نامه را مىنويسم. ديگر اينكه گوينده اندرزها اگر تواضع به خرج دهد و از موضع بالا و آمارانه سخن نگويد، سخنانش بسيار اثربخشتر خواهد بود. سوم اينكه پسرش بداند به زودى پدر مىرود و بايد جاى پدر بنشيند و درك اين حقيقت او را براى پذيرش اندرزها آمادهتر مىسازد.
تعبير به «فَانِ» (كه در اصل فانى بوده و به خاطر هماهنگ شدن با جملههاى بعد ياى آن حذف شده) اشاره به اين است كه من قسمت عمده عمر خود را از
[١]. «زمان» در اصل به همان معناى معروف آن است كه شامل اوقات كوتاه و طولانى مىشود؛ ولى از آنجا كه زمان در اين دنيا همراه با حوادث گوناگون تلخ و شيرين است، اين واژه گاه اشاره به همين معناست و «المقر للزمان» اشاره به كسى است كه قبول دارد كه دنيا دار حوادث است ولى در عمل با آن هماهنگ نيست.
[٢]. در بسيارى از متون و شروح نهجالبلاغه بعد از اين وصف صفت ديگرى نيز به عنوان «الذام للدنيا؛ نكوهشگر دنيا» آمده است كه با توجّه به آن، هفت وصف مىشود.
[٣]. «الظاعن» به معناى كوچ كننده از ريشه «ظعن» بر وزن «طعن» به معناى كوچ كردن گرفته شده است.