پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢ - شرح و تفسير مرا به جنگ تهديد مىكنى
پروردگارشان است و همراه آنها لشكرى از فرزندان بدرند با شمشيرهاى هاشمى كه مىدانى لبه تيز آنها با پيكر برادر و دايى و جد و خاندانت چه كرد «و آن (مجازات) از ساير ستمكاران دور نيست».
شرح و تفسير مرا به جنگ تهديد مىكنى
امام عليه السلام در اين بخش از نامه كه آخرين بخش آن است به يكى ديگر از تعبيراتى كه در نامه معاويه آمده بود اشاره مىكند كه همان تهديد به جنگ است، مىفرمايد: «و (در نامه خود) گفتهاى كه نزد تو براى من و يارانم جز شمشير چيزى نيست (و مرا به جنگ تهديد كردى) به راستى بعد از گريه مرا به خنده درآوردى. چه زمان ياد دارى كه فرزندان عبد المطلب به دشمن پشت كرده باشند و از شمشير بترسند (و به گفته شاعر): (پس كمى صبر كن كه حريفت به ميدان مىآيد)»؛ (وَ ذَكَرْتَ أَنَّهُ لَيْسَ لِي وَ لِأَصْحَابِي عِنْدَكَ إِلَّا السَّيْفُ، فَلَقَدْ أَضْحَكْتَ بَعْدَ اسْتِعْبَارٍ [١]! مَتَى أَلْفَيْتَ [٢] بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَنِ الْأَعْدَاءِ نَاكِلِينَ [٣]، وَ بِالسَّيْفِ مُخَوَّفِينَ،
|
فَ لَبِّثْ قَلِيلًا يَلْحَقِ الْهَيْجَا [٤] حَمَلْ |