پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨ - ٢ نامهاى عجيب از معتضد عباسى
و در روايت ديگرى آمده كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله خواب وحشتناكى ديد و ناراحت شد؛ مىگويند بعد از اين خواب پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله خندان ديده نشد، زيرا در خواب ديده بود عدهاى از بنىاميّه مانند ميمونها به روى منبرش بالا مىروند و پايين مىآيند.
در روايت ديگرى آمده، روزى پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: «از اين گذرگاه كوه كه مىبينى به زودى مردى بيرون مىآيد كه بر مذهب من محشور نخواهد شد» ناگهان معاويه ظاهر شد.
در حديث ديگرى آمده است كه پيغمبر فرمود: «إِذَا رَأَيْتُمْ مُعَاوِيَةَ يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِي فَاقْتُلُوه؛ هنگامى كه معاويه را بر منبر من ببينيد او را به قتل برسانيد» و روايات كوبنده ديگرى درباره معاويه كه در كتب معروف نقل شده است.
سپس در ادامه اين نامه داستان شهادت عمار ياسر به وسيله لشكر شام نقل شده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله خطاب به او فرموده بود: «گروه طغيانگر تو را مىكشند در حالى كه تو آنها را به بهشت مىخوانى و آنها تو را به دوزخ دعوت مىكنند».
آنگاه به شهادت گروهى از صلحا و بزرگان اسلام از نيكان اصحاب و تابعين و اهل فضيلت و دين، به دست معاويه به طور مشروح اشاره مىكند، افرادى مانند «عمرو بن حمق خزاعى» و «حجر بن عدى الكندى».
سپس به معرفى فرزندش يزيد، آن شرابخوار مستِ ميمونباز اشاره كرده و جنايت معاويه را در گرفتن بيعت براى او با قهر و غلبه و تهديد و تطميع، يادآور مىشود.
آن گاه به بخشى از كفريات يزيد مىپردازد از جمله تمسك او به شعر ذيل كه آشكارا دم از كفر و شرك و بىايمانى مىزند آنجا كه مىگويد:
|
لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا |
جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الْأَسَل |