پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦ - ٢ نامهاى عجيب از معتضد عباسى
سراغ معتضد رفت و گفت من از اين مىترسم كه توده مردم با شنيدن اين نامه حركتى اعتراضآميز آغاز كنند. معتضد گفت: من با شمشير آنها را بر سر جاى خود مىنشانم. قاضى گفت: با آل ابو طالب چه خواهى كرد؟ آنها از اين موقعيت استفاده مىكنند و در همه جا مردم را به سوى خود دعوت مىنمايند و به يقين توجّه مردم به آنها بيشتر از توجّه به بنى العباس است. معتضد با شنيدن اين سخن ساكت شد و پاسخى نداد و بعد از آن اقدامى در اين زمينه نكرد.
نامه بسيار مفصل و مستدل است و بخشى از آن چنين است: «خبرهايى به امير مؤمنان (منظور در اينجا معتضد عباسى است) رسيده كه گروهى از مردم گرفتار اشتباهاتى در دين خود و فسادى در عقايد و تعصبهايى نابجا شدهاند كه عامل اصلى آن پيشوايان ضلالت بودهاند و از اين رو سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله را رها كرده و به بدعتها روى آوردهاند.
اين جريان بر امير مؤمنان سخت آمده و سكوت در برابر آن را جايز نشمرده و آن را مخالف وظايف دينى خود ديده كه بايد در برابر انحرافات ساكت ننشيند و براى ارشاد جاهلان و اقامه حجت در مقابل معاندان قيام كند.
به همين دليل اميرالمؤمنين (معتضد) به شما مسلمانان خبر مىدهد كه خداوند متعال، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را به آيينش مبعوث ساخت و به او فرمان داد كه فرمان او را اجرا كند. آن حضرت از خانواده خود شروع كرد؛ گروهى ايمان آوردند و دعوت او را پذيرفتند و سر بر فرمانش نهادند و گروهى به مخالفت برخاستند و از هر گونه كارشكنى فروگذارى نكردند- سپس بعد از ذكر اعمال اين دو گروه با عباراتى جالب و زيبا چنين ادامه مىدهد- بدترين دشمن پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و كسى كه از همه بيشتر مخالفت مىكرد و سر آغاز هر جنگ و عداوتى بود و آغازگر هر فتنهاى محسوب مىشد و هر پرچمى بر ضد اسلام برافراشته مىشد، صاحب و رهبر و رييس آن ابوسفيان و پيروانش از بنىاميّه ملعون در