پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٢ - نامه در يك نگاه
تمام نامههاى او را جمعآورى كرد و به سوى معاويه فرستاد. معاويه در اين عهدنامه نگاه مىكرد و در شگفتى فرو مىرفت. وليد بن عقبه كه نزد معاويه بود و شگفتى معاويه را از مطالعه اين عهدنامه ديد به او گفت: دستور بده اين نامهها را بسوزانند! معاويه گفت: چقدر اشتباه مىكنى. وليد گفت: آيا صحيح اين است كه مردم بدانند احاديث ابو تراب (على بن ابىطالب) نزد توست و از آن درس مىآموزى؟ معاويه گفت: واى بر تو به من مىگويى علم و دانشى مثل اين را بسوزانم به خدا سوگند مطالب علمى جامعتر و استوارتر از اين تا كنون نشنيدم.
وليد گفت: اگر اين گونه علم و داورى او را مىستايى پس چرا با او پيكار مىكنى؟
گفت: اگر نبود كه ابو تراب عثمان را به قتل رساند سپس مىخواست بر ما حكومت كند، ما از او درس فرا مىگرفتيم. سپس كمى مكث كرد و نگاه به كسانى كه اطراف او نشسته بودند نمود و گفت: ما نمىگوييم اينها از نامههاى على بن ابىطالب و از سخنان اوست بلكه مىگوييم: از نامههاى ابوبكر است و نزد فرزندش محمد بوده و ما آنها را مطالعه مىكنيم و از آن بهره مىگيريم.
اين نامهها همچنان در خزاين بنىاميّه وجود داشت تا زمانى كه عمر بن عبد العزيز به حكومت رسيد و او آشكارا بيان كرد كه اينها از احاديث على بن ابىطالب است.
الغارات سپس مىافزايد: هنگامى كه خبر شهادت محمد بن ابىبكر و افتادن اين نامه (مانند ساير نامههاى او) به دست معاويه به آن حضرت رسيد، سخت متأثر و ناراحت شد (كه چرا چنين گوهر گرانبهايى به دست نااهل افتاده است). [١]
به هر حال اين عهدنامه مطابق آنچه مرحوم سيد رضى آورده، شامل چند بخش است: نخست امام عليه السلام دستوراتى درباره طرز برخورد با مردم و رعايت
[١]. الغارات، ص ٢٥١؛ اين سخن را ابن ابىالحديد به طور فشرده، در شرح نهج البلاغه خود (ج ٦، ص ٧٩) و صاحب كتاب تمام نهجالبلاغه، در ص ٩٠٣، بعد از ذكر تمام نامه آوردهاند.