پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - نامه در يك نگاه
مضمونش چنين است: «من گمان مىكنم اگر مىدانستى كار جنگ به اينجا مىرسد اقدام بر جنگ نمىكردى و از گذشته پشيمان مىشدى من از تو درخواست كردهام كه حكومت شام را به من واگذارى به اين شرط كه مستقل باشم نه با تو بيعت كنم و نه از تو اطاعت. اين را نپذيرفتى و الآن من شام را در اختيار دارم و باز همان خواسته را از تو مىكنم. ما همه از فرزندان عبد مناف هستيم، همواره عزيز و آزاد بودهايم.
هنگامى كه اين نامه به امام عليه السلام رسيد فرمود: راستى وضع معاويه و نامهاش هر دو عجيب است؛ سپس كاتب خود عبيداللَّه بن ابىرافع را فرا خواند و دستور داد نامه مورد بحث را براى معاويه بنويسند و به سخنان نارواى او پاسخ گويند. [١]
البته مرحوم سيد رضى آنگونه كه دأب و عادت اوست، بخشى از نامه را كه در آغاز آن بوده است ذكر نكرده ولى قسمت مهم و عمده نامه را آوره است. [٢]
[١]. مصادر نهجالبلاغه، ج ٣، ص ٢٣٨.
[٢]. به كتاب تمام نهجالبلاغه، ص ٨٥٢ مراجعه شود.