پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥ - ١ اعتقادات و اعمال معاويه
داورى را بر عهده خوانندگان مىگذاريم.
١. در صحيح مسلم آمده است كه عبد الرحمان بن عبد رب الكعبه مىگويد:
وارد مسجد الحرام شدم ديدم عبداللَّه بن عمرو عاص در سايه كعبه نشسته و مردم گرد او جمع شدهاند به او گفتم: پسر عمويت معاويه دستور مىدهد كه ما اموالمان را در ميان خود به باطل بخوريم و مسلمانان را به قتل برسانيم در حالى كه خداوند مىفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ...» و مىفرمايد: «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُم ...» [١] عبداللَّه ساكت شد سپس گفت: در اطاعت خدا از او اطاعت كن و در معصيت خدا با او مخالفت نما. [٢]
٢. در تاريخ طبرى آمده است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ابوسفيان را مشاهده كرد كه سوار بر الاغى مىآيد، معاويه افسار آن را به دست دارد و يزيد (برادر معاويه) از پشت سر آن را مىراند (و در روايتى عتبة برادر معاويه زمام آن را در دست داشت و معاويه از پشت سر آن را مىراند) رسول خدا صلى الله عليه و آله آنها را ديد و فرمود:
«لعن اللَّه القائد والراكب و السائق؛ خدا لعنت كند سوار و زمامدار و كسى كه آن را از پشت سر مىراند». [٣]
٣. و در تاريخ طبرى نيز آمده است كه روزى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اشاره به نقطهاى از اطراف خود كرد و فرمود: از اين سو مردى از امّت من مىآيد كه بر غير دين من محشور خواهد شد. ناگهان معاويه پيدا شد. [٤]
٤. ابن ابى الحديد در شرح نهجالبلاغه از كتاب اخبار الملوك چنين نقل مىكند:
روزى معاويه شنيد مؤذن مىگويد: «اشهد ان لا اله الا اللَّه» معاويه سه بار آن را تكرار كرد؛ ولى هنگامى كه مؤذن گفت: «اشهد أنّ محمداً رسول اللَّه» معاويه گفت:
[١]. نساء، آيه ٢٩.
[٢]. صحيح مسلم، ج ٦، ص ١٨.
[٣]. تاريخ طبرى، ج ٨، ص ١٨٥، چاپ مؤسسه اعلمى، بيروت.
[٤]. تاريخ طبرى، ج ٨، ١٨٦ چاپ مؤسسه اعلمى، بيروت.