پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣ - شرح و تفسير تقويت عزم و اراده لشكر
جستجو كرد سپس بازگشت و به سران مشركان گفت: آنها هيچ كمين و مددكارى غير خودشان ندارند؛ ولى من گمان مىكنم شترهاى باركش يثرب مرگ را براى شما با خود به ارمغان آوردهاند. سپس افزود: «أَمَا تَرَوْنَهُمْ خُرْسٌ لَا يَتَكَلَّمُونَ يَتَلَمَّظُونَ تَلَمُّظَ الْأَفَاعِي مَا لَهُمْ مَلْجَأٌ إِلَّا سُيُوفَهُمْ وَ مَا أَرَاهُمْ يُوَلُّونَ حَتَّى يُقْتَلُوا وَ لَا يُقْتَلُونَ حَتَّى يَقْتُلُوا بِعَدَدِهِمْ فَارْتَئُوا رَأْيَكُم؛ آيا نمىبينيد آنها خاموشند و سخن نمىگويند گويى زبان خود را همچون زبان مار افعى در اطراف دهان مىگردانند آنها هيچ پناهگاهى جز شمشيرهايشان ندارند و هرگز فرار نخواهند كرد تا كشته شوند و كشته نمىشوند تا از ما به تعداد خودشان به قتل برسانند مطلب چنين است حال هر تصميمى مىخواهيد بگيريد». [١]
سپس امام عليه السلام در پايان اين گفتار نكته ديگرى بيان مىكند و در واقع پاسخى است به سؤال مقدّر يا سؤال مذكور در كلمات يارانش كه معاويه و يارانش ظاهراً مسلمانند چگونه ما با مسلمانان بجنگيم؟ امام عليه السلام مىفرمايد: «سوگند به آن كس كه دانه را شكافته و انسانها را آفريده دشمنان ما اسلام را هرگز نپذيرفتند، بلكه در ظاهر تسليم شدند و كفر را در درون پنهان داشتند و هنگامى كه ياورانى بر ضد اسلام يافتند، آنچه را پنهان كرده بودند آشكار كردند»؛ (فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ [٢]، مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا، وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ، فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوهُ).
اينكه امام عليه السلام در سوگند خود و بيان صفات خداوند، روى شكافتن دانهها در زير خاك و آفرينش انسان تكيه مىكند به دليل آن است كه از عجيبترين و شگفتانگيزترين افعال خداوند همين است؛ هستهها هنگامى كه با پوستهاى بسيار محكم در زير خاك قرار مىگيرند و رطوبت كافى به آنها مىرسد، جنب و
[١]. بحارالانوار، ج ١٩، ص ٢٥٢.
[٢]. «نسمة» به معناى انسان و گاه به معناى روح و گاه به هر موجود ذى روحى اطلاق مىشود. ريشه اصلى آن همان نسيم به معناى وزش ملايم باد است.