پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - نكته باز هم درباره قتل عثمان
اين جمله عايشه معروف است كه در مورد عثمان مىگفت: «اقْتُلُوا نَعْثَلًا قَتَلَ اللَّهُ نَعْثَلًا؛ اين پير كفتار را بكشيد كه خدا او را بكشد». [١]
همچنين از زمره مخالفان عثمان بايد از طلحه و زبير نام برد كه بيش از همه از او انتقاد مىكردند و جاى بسى شگفتى است كه بعدها آن دو به همراهى عايشه براى خونخواهى عثمان، بر ضد خليفه بر حق رسول خدا صلى الله عليه و آله يعنى اميرالمؤمنين عليه السلام كه خود با او بيعت كرده بودند، جنگ جمل را به راه انداختند.
به هر حال تعداد كسانى كه با گفتار خود بر ضد عثمان شوريدند و مقدمات قتل او را فراهم ساختند بيش از آن است كه در اينجا نام برده شوند.
عوامل پنجگانه بالا سبب شد كه از مراكز اسلامى مهم آن روز؛ مانند كوفه، بصره و مصر افراد زيادى از مردم به عنوان آمر به معروف و ناهى از منكر رهسپار مدينه شوند و با ديگر همفكران خود چارهاى براى توبه و بازگشت خليفه به اسلام واقعى يا كنارهگيرى او از خلافت بينديشند. آنان خانه خليفه را محاصره كرده و ضمن نامهاى خواستار توبه او شدند.
عثمان كه از عمق اعتراض آگاه نبود كوشيد تا با واسطه قرار دادن افراد بدنامى همچون مغيرة بن شعبة و عمرو عاص غائله را پايان دهد؛ ولى مردم آنها را نپذيرفته و بر ضد آنان شعار دادند.
پس از اين بود كه عثمان چند بار دست به دامان امير المؤمنين عليه السلام شد و حضرت نيز هر بار با تدابير حكيمانه خويش اوضاع را آرام مىكرد؛ ولى متأسفانه عثمان كه فاقد اراده قوى بود و به شدت تحت تأثير اشخاص فاسدى همچون مروان بن حكم قرار گرفته بود و در هر كارى با آنان مشورت مىكرد، عملًا به تلاشهاى امير المؤمنين عليه السلام وقعى ننهاد.
[١]. النهاية ابن اثير الجزرى، ج ٥، ص ٨٠ و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٧٧ و ج ٦، ص ٢١٥.