پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - شرح و تفسير آنها كه اسلام را يارى دادند
گمان نمىكنم خدا هم از آن آگاه باشد (زيرا اصلًا چنين چيزى وجود نداشته تا خدا از آن آگاه باشد)»؛ (إِلَّا أَنْ يَدَّعِيَ مُدَّعٍ مَا لَا أَعْرِفُهُ، وَ لَا أَظُنُّ اللَّهَ يَعْرِفُهُ).
اين شبيه همان چيزى است كه در آيه شريفه ١٨ سوره يونس آمده است كه مىفرمايد: «آنها غير از خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنها زيانى مىرساند و نه سودى مىبخشد و مىگويند اينها شفيعان ما نزد خدا هستند». آن گاه اضافه مىكند: « «قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِى السَّماواتِ وَ لا فِى الْأَرْضِ»؛ بگو آيا خدا را به چيزى خبر مىدهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد».
آن گاه در پايان اين فراز از نامه بعد از روشن شدن سوابق اهل بيت و مخالفان، خدا را شكر و سپاس مىگويد و مىفرمايد: «و خدا را در هر حال شكر مىگويم»؛ (وَ الْحَمْدُ للَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ).
جمله «فَيَا عَجَباً لِلدَّهْرِ» به اين معنا نيست كه امام عليه السلام روزگار را سرنوشتساز مىداند و براى آن نقشى در حوادث مىشمرد آن چنان كه شايد دهريون اعتقاد داشتند، بلكه منظور از دهر (روزگار) در اينجا همان مردم زمانه است كه مقام آن حضرت را نشناختند و او را با كسانى قرين ساختند و مقايسه كردند كه هرگز گامى همچون گام امام عليه السلام در راه اسلام برنداشته بودند، بنابراين گله از مردم روزگار است هر چند ظاهراً از خود روزگار است.
به عبارت ديگر خوبى و بدى روزگار به وسيله خوبى و بدى مردم آن زمان مشخص مىشود و به گفته شاعر:
|
يعيب الناس كلهم زمانا |
و ما لزماننا عيبا سوانا |
|
|
نعيب زماننا و العيب فينا |
و لو نطق الزمان بنا هجانا |