منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨
خدا، او قدرتمند و دانا است».
اصمعى اديب معروف عصر هارون عباسى، مى گويد در بيابان از حفظ، مشغول تلاوت قرآن بودم و به آيه مربوط به كيفر سارقان رسيدم، به جاى «عزيز»، «حكيم» لفظ «غفور»، «رحيم» بر زبانم جارى شد، و متوجه اشتباه خود نشدم.
در نزديكى من، زن بيابانى نشسته بود و ناگهان رو به من كرد وگفت آنچه كه خواندى قرآن نبود، زيرا اگر او رحيم و غفور بود، به بريدن دست آنان فرمان نمى داد، من فوراً قرآن را باز كردم، ديدم همان طور كه او مى گويد آخر آيه (عزيزٌ حكيمٌ) است كه با مضمون آيه كاملاًمناسبت دارد، نه «غفور رحيم» كه با مضمون آيه در جانب خلاف است.
از نظر ما اين تقسيم ـ تقسيم صفات خدا به لطف و قهر ـ يك تقسيم ذوقى است، زيرا تمام اسامى خدا، مظهر لطف و مهر است; ازاين جهت برخى از اهل دل مى گويند «تحت كلّ لطف قهر، وتحت كلّ قهر لطف»: بنابر اين آن جا هم كه به بريدن دست دزد، فرمان مى دهد و آن را مظهر عزت وحكمت مى نامد، همان جا هم اين عمل لطفى است از جانب خدا نسبت به جامعه و نيز لطفى است در حق سارق كه بار ديگر مرتكب اين عمل نشود. اميرمؤمنان به الطاف خفى خدا در بيتى اشاره كرده و مى گويد:
وكم للّه من لطف خفى *** يدق خفاه عن فهم الذكى
براى خدا چقدر لطف پنهانى است .
درك پنهانى آن، از ذهن هوشيار فراتر است.
بر گفتار ما كه تمام صفات خدا مظهر لطف و مهر است، گفتار خدا:(...وَ رَحْمَتى وَسِعَتْ كُلّ شَىء...)(اعراف/١٥٥): «رحمت من همه چيز را