منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٠
با مشكل روبرو است.
١. صحّة الفعل و الترك: امكان انجام فعل و ترك يعنى قادر كسى است كه هم انجام كار و ترك آن براى او ممكن است.
٢. الفعل عند المشيئة و الترك عند عدمها: انجام كار به هنگام خواستن وترك آن به هنگام نخواستن يعنى قادر كسى است كه اگر اراده كند انجام مى دهد،واگر اراده نكند انجام نمى دهد، و يا اگر نخواست انجام نمى دهد.
ولى هر دو تعريف درباره انسان صادق است و نمى توان قدرت خدا را با آن دو تعريف كرد.
زيرا در تعريف نخست كلمه «صحت» به معنى «امكان» بكار رفته است، قهراً قادر كسى است كه در آن امكان فعل و ترك باشد، و مقام واجب الوجود پيراسته از صفت امكان است، زيرا اين امكان يا امكان ذاتى و ماهوى است كه ملازم با ماهيت است، مانند اتصاف ماهيت انسان به امكان، و يا امكان استعدادى است كه صفت ماده مى باشد، مانند: دانه كه امكان گياه شدن را دارد. و ذات اقدس خداوند منزه از ماهيت و ماده است.
امّا تعريف دوم مربوط به فاعل است كه با مشيت كار مى كند،يعنى خواست و اراده زايد بر ذات، واين در موردى صادق است كه ذات فاعل براى ايجاد فعل كافى نباشد، بلكه در سايه اراده مشيت زايد بر ذات توانا مى گردد و اين درباره خدا متصور نيست.
از اين جهت نمى توان قدرت خدا و قدرت مخلوق را با يك تعريف بيان كرد.
واقعيت قدرت را مى توان چنين بيان كرد: هر موقع فاعل را با فعلى بسنجيم يكى از سه حالت را دارد:
١. فعل ملازم با فاعل است مانند حرارت نسبت به آتش.