منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥
مى كنند، از اين جهت نبايد يك چنين عقيده را مخالف قرآن شمرد. ما از ميان آيات كه حاكى از وجود نظام سببى و مسببى است فقط به يك آيه بسنده مى كنيم، آن جا كه مى فرمايد:
(...وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بهِِ مِنَ الثَّمراتِ رِزقاً لَكُمْ).(بقره/٢٢)
«از آسمان آب فرود آورد و به سبب آن ميوه هايى را (از زمين و درخت) بيرون آورد تا روزى شما باشد».
در اين آيه كه به عنوان نمونه بيان شد، حرف «با» در كلمه «به» گواه روشن بر تصديق قرآن، سببيت آب در روييدن گياهان و درختان و در آمدن ميوه ها، است.
دوم اين كه: الهى و مادى هر دو بر روابط موجودات صحه مى گذارند، ولى آنچه كه اين دو مكتب را از هم جدا مى سازد، استقلال و عدم استقلال علل و روابط است، الهى مى گويد وجود اسباب ومسببات و پيوند علّى و معلولى همه و همه تجلى وجود خداست، در حالى كه مادى بر اصالت و استقلال همگى معتقد است و اگر بنا است سخن گفته شود، بايد اين دو نظريه به صورت علمى بررسى شود و گرنه نفى تأثير و روابط علّى و معلولى از موجودات طبيعى هم مخالف قرآن است و هم مخالف تجربه گسترده بشر در طول تاريخ.
در برخى از آيات به صورت زيبا هر دو نسبت وارد شده است، آن جا كه مى فرمايد:
(...وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللّهَ رَمى...).(انفال/١٧)
«آنگاه كه تير انداختى، تو تير نينداختى، بلكه خدا تير انداخت».
در اين آيه در حالى كه افكندن را فعل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى داند، ولى آن را نفى مى كند و به خدا نسبت مى دهد. طبعاً مفاد اين اثبات و نفى تناقض گويى