منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٠
خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) (طه/٥٠)
«خدايى كه آفرينش شايسته هر موجودى را به او داده آنگاه او را (در مسير زندگى) هدايت كرده است».
و در آيه ديگر نيز به قوام بخش بودن خدا اشاره شده است چنان كه مى فرمايد:
(أَفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلّ نَفس بِما كَسَبَتْ...). (رعد/٣٣)
«آيا آن كس كه مراقب اعمال همه انسانها است...».
يادآور مى شويم كه «قائم» در اين آيه كه تقريباً به معنى مراقب است يكى از شئون قيوم است موجودى كه قائم به ذات و قوام بخش ديگران است همه شئون اشيا از ايجاد و تربيت و مراقبت بر عهده او مى باشد.
صدوق مى گويد:«قيوم»، «قيام» بر وزن «فيعول»و «فيعال» از جمله «قمت بالشىء» گرفته شده است. اين جمله را موقعى مى گويند كه انسان متولى نگهدارى و اصلاح واندازه گيرى وجود چيزى باشد كه سرپرستى آن برعهده او است.
رازى مى گويد:«قيوم» به اين معنا است كه او قائم به ذات است و مقصود نهايى در آن نگهدارى و تدبير و تربيت و مراقبت چيزهايى است كه با او قائم مى باشند. به كار بردن واژه «قيام» در اين معنا به خاطر اين است كه قيام به معنى ايستادگى است كه ملازم با استوارى مى باشد و مسلماً تدبير جهان آفرينش بدون استوارى امكان پذير نيست.
در آيه ديگر خدا شيوه تدبير خود را چنين بيان مى كند:
(شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّهُوَ وَ المَلائِكَة وَ أُولُوا العِلْمِ قائِماً بِالقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ العَزِيزُ الحَكيم)(آل عمران/١٨)