منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٣
«از دانش جز بهره اندكى به شما داده نشده است».
و نيز مى فرمايد:
(يَعْلَمُونَ ظاهراً مِنَ الحَياةِ الدُنيا...).(روم/٧)
«ظاهر زندگى دنيا را مى دانند...».
ما اين سخن را با كلامى از فيلسوف الهى صدرالدين شيرازى به پايان مى رسانيم. وى مى گويد:«خرد انسانها در باره برخى از حيوانات سرگردان گشته، زيرا مى بينند كه برخى، برخى ديگر را مى خورند، وحتى برخى طبيعتاً درنده بوده، و با ابزار و ادوات درندگى مانند چنگ و دندان مجهز گرديده، تا بتواند شكار خود را به چنگ آورد وآن را بدرد، و لذت ببرد، وگرسنگى خود را برطرف سازد گذشته از اين، حيوانات اهلى كه انسان به خاطر گرسنگى ناچار است برخى را ذبح كند و از آن بهره بگيرد.
انسانها در اين امور به فكر فرو مى روند و چون از علت و غايت و حكمت آنها آگاه نيستند، آراى مختلفى پيدا مى كنند،حتى برخى از آنان گفته اند:سلطه برخى از حيوانات بر برخى ديگر، فعل خالق حكيم نيست، بلكه كار موجود شَرور و بى رحمى است كه بر آفريده هاى خود ستم روا مى دارد و همين فكر سبب آن شده است كه براى جهان دو فاعل مستقل به نام فاعل خير، و فاعل شر بينديشند.
علت اين نوع تفكر اين است كه آنها از يك ديدگاه محدود به موضوع نگريسته اند، در حالى كه از اسباب وعلل كلى غفلت ورزيده اند، زيرا غرض از افعال الهى نفع گسترده و صلاح عموم آفريده ها است، هرچند در اين طريق ضرر و زيانى به برخى برسد، خدا آفتاب و ماه و باران را براى نفع عمومى پديد آورده است، هرچند برخى از اين پديده ها متضرر مى شوند، امّا چون سرانجام به صلاح عموم تمام مى شود اين مصائب به خاطر جزئى بودن، مايه نكوهش