منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٥
بدون فنا، غنايى است بدون فقر، عزتى است بدون ذلت، تندرستى است بدون بيمارى.
و در هر حال «سلام» از اسماى الهى است، و مقصود اين است كه خدا از هر عيب و نقصى كه لازمه وجودمخلوق است، پيراسته است.[١]
از آنجا كه لفظ «سلام»حاكى از سلامتى است، خدا در سه مورد به يحيى سلام فرستاده مى فرمايد:
(و سَلامٌ عَلَيْهِ يَومَ وُلِدَوَ يَومَ يَمُوتُ وَ يَومَ يُبْعَثُ حَيّاً).(مريم/١٥)
«درود بر او، روزى كه به دنيا آمد، و روزى كه مى ميرد و روزى كه زنده و مبعوث مى شود».
اكنون سؤال مى شود كه چرا از حالات مختلف انسان اين سه حالت را مطرح كرد و خواهان سلامتى او در آنها شده است؟
پاسخ آن اين است كه وحشت زاترين حالات انسان همين سه حالت است.
در مرحله نخست خود را در وضعيت جديدى مى بيند، در مرحله دوم با جهان جديدى آشنا مى شود كه آن را نديده بود، در مرحله سوم گروه عظيمى را در محشر مى بيند كه خود وحشت زاست، خدا يحيى را در هر سه مرحله سلامتى و امنيت بخشيده است.
تا اين جا روشن شد كه «سلام» از اسماى الهى است و مقصود از آن اين است كه خدا پيراسته از هر عيب و نقصى است كه دامنگير مخلوق مى شود، ولى احتمال دارد كه سلام از صفات فعل او باشد و مقصود اين است كه او سلامتى بخش است و موجودات را به صورت زيبا و كامل آفريده و در برخى از آيات چنين مى فرمايد:
[١] مفردات راغب، ص ٢٣٩.