منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤
اين نوع معارف كه در اين آيات آمده، جز از طريق عقل و تفكر، راهى به درك و تصديق آنها نيست. قرآن پيوسته جامعه انسانى را به برهان و دليل دعوت مى كند و به مدعيان مى گويد: اگر بر صدق گفتار خود دليلى داريد، بياوريد آيا مى شود با چنين بيان، خود برهان و دليل را ناديده بگيرد، آن جا كه مى فرمايد:
(أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ هذا ذِكْرُ مَنْ مَعِىَ وَ ذِكْرُ مَنْ قَبْلِى بَلْ أَكثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الحقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ) (انبيا/٢٤)
«بلكه جز خدا براى خود خدايانى برگرفته اند، اين (توحيد) سخن من و همراهيان من و سخن كسانى است كه قبل از من بودند، بلكه اكثر آنان حق را نمى دانند و از آن روى گردانند».
اين آيه و نظاير آن گواه بر عنايت قرآن به فهم معارف از طريق دليل و برهان است; هرگاه بنا باشد ما در اصول عقايد بر حس و دانشهاى طبيعى اعتماد كنيم، چگونه مى توانيم يك رشته عقايد مسلم اسلامى را از اين طريق به دست بياوريم، آيا مبدأ جهان، قديم و ازلى است يا حادث، يكى است يا بيشتر؟ بسيط است يا مركب؟ همه صفات كمال را داراست يا نه؟ براى دانش و توان او پايانى هست يا نه؟ اينها يك رشته قضايايى است كه يك فرد الهى، يك طرف آن را مى پذيردو به آن ايمان مى آورد، در حالى كه طريق اثبات آنها منحصر به برهان است.
قرآن در برخى از آيات روى فؤاد تكيه مى كند وپس از يادآورى نعمتهايى به نام گوش وچشم، از آن سخن مى گويد و مى فرمايد:
اين نعمتها را به شما داد تا شكرانه آنها را به جاى آوريد، وشكرانه آنها جز به كار گرفتن هر يك در قلمرو خويش چيزى نيست، چنان كه مى فرمايد:
(وَ اللّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبصارَوَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ)(نحل/٧٨)