منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٨
١. (...إِنَّ اللّهَ قَوِىٌّ شَدِيدُ العِقاب).(انفال/٥٢)
«خدا نيرومند و سخت كيفر است».
٢. (...إِنَّ رَبَّكَ هُوَ القَوىُّ العَزِيز).(هود/٦٦)
«پروردگار تو نيرومند و قدرتمند است».
٣. (...وَ لَيَنصُرَنَّ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللّه لَقَوِىٌّ عَزِيزٌ).(حج/٤٠)
«آن كس كه خدا را يارى كند، خدا او را يارى مى كند، حقّاً كه خدا نيرومند و قدرتمند است».[١]
در اين آيات، اين اسم گاهى با (شديد العقاب) و گاهى با (عزيز) همراه آمده است،و از اسم همراه مى توان به معناى قوى پى برد.
«قوى» در لغت درمقابل ضعيف است، راغب مى گويد: لفظ «قوه» گاهى در معنى قدرت بكار مى رود چنان كه مى فرمايد: (خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّة): «آنچه را به شما داده ايم به قدرت بگيريد»، و گاهى استعداد و آمادگى در شيئ «قوه» ناميده مى شود.
ولى با توجه به موارد استعمال «قوه» در قرآن مى توان گفت، قوه مرتبه شديده قدرت است، خواه قدرت بدنى باشد، چنان كه مى فرمايد:(قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّا قُوّة).(فصلت/١٥) يا قوت روحى چنان كه مى فرمايد: (يا يَحْيى خُذِ الكِتابَ بِقُوَّة).(مريم/١٢)ويا نيروهاى كمك دهنده چنان كه لوط آرزو مى كند كه اى كاش قوه و قدرتى مى داشت تا بدكاران را از عمل زشت باز مى داشت، چنان كه مى فرمايد:(لَوْ أَنَّ لى بِكُمْ قُوَّة).(هود/٨٠)و نظير همين است گفتار وزيران ملكه سبا كه خود را چنين توصيف كردند:(...نَحْنُ أُولُوا قُوَّة وَ أُولُوا بَأْس شَديد).(نمل/٣٣): «ما دارندگان نيرو جنگجويان با قدرتى هستيم».
[١] راجع به موارد ديگر صفت قوى به سوره هاى غافر/٢٢; شورى/١٩; حديد/٢٥; مجادله/٢١ و احزاب/٢٥ رجوع شود.