منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٤
واحد است، و مى خواهد بگويد:«اله» خداى واحد است، نه خدايان متعدد، در اين جا مسئله وحدت و تعدد معبود مطرح نيست، بلكه تعدد خدا مطرح است. مسيحيان كه تثليث را جزء لا ينفك آيين خود مى دانند، به خدايان سه گانه معتقد بودند و قرآن در انتقاد از اين نظر مى گويد:«اللّه» اله واحد است، و اين انتقاد در صورتى صحيح است كه اله به معنى خدا باشد، نه معبود.
٦. (وَ هُوَ اللّهُ فِى السَّماواتِ وَ فى الارض يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ). (انعام/٣)
«او است خدا در آسمانها و زمين،پنهان وآشكار شما را مى داند و از آنچه كه انجام دهيد، آگاه است».
در اين آيه و آيات مانند آن[١] لفظ جلاله به جاى لفظ «اله» به كار رفته و در برخى از آيات برعكس، يعنى اله به جاى لفظ جلاله به كار رفته است; چنان كه مى فرمايد:
(وَ هُوَ الّذى فِى السَّماءِ إِلهٌ وَ فِى الأَرْضِ إِله وَ هُوَ الحَكيمُ العَليم).(زخرف/٨٤)
«او است خدا در آسمانها و خدا در زمين و او است حكيم و دانا».
در اين دو آيه و مشابه آنها، اين دو لفظ به صورت مترادف به كار رفته اند; چيزى كه هست در يكى معنى عَلَمى منظور شده و در ديگرى مفهوم كلى، از اين نوع استعمال مى توان حدس زد كه اين دو لفظ معنى واحدى را مى رسانند، جز اين كه لفظ جلاله عَلَم است، و اله علم نيست.
٧. قرآن در برخى از آيات لفظ «اله» را جايگزين الفاظى مانند «خالق» و «بارى» و «مدبر» مى سازد و اين گواه بر اين است كه «اله» به معنى معبود
[١] حشر/٢٣ـ٢٤.