منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٥
ظهور مجموع كلام، به او نسبت داده شود. نه اين كه كلمه اى از مجموع سخن او گرفته شود، و جمله او تفسير گردد. اكنون ما اين ضابطه را روشن مى سازيم:
در مقام ستايش كسى مى گوييم، فلانى دست و دلِ بازى دارد، يا درِخانه اش باز است، اگر مقياس در تفسير همان ظهور مجموع باشد، بايد بگوييم مقصود اين است كه اويك انسان سخى و بخشنده و يا مهمان نواز است; ولى اگر مقياس دوم باشد، بايد بگوييم عضوى از اعضاى اوباز است و بسته نمى شود، يا در خانه او به علتى بسته نيست، ناگفته پيداست كه روش عقلا در تفسير سخن،همان روش نخستين است.
روى اين اساس، تفسير ابن تيميه در نزول خدا به آسمان اوّل، تفسير پا برجايى نيست،او به جاى اخذ به ظهور مجموع سخن، ظهور مفرد را گرفته و نزول را به نزول جسمانى تفسير كرده است، در حالى كه با توجه به مجموع آيات قرآنى،مقصود نزول رحمت او است.
همچنين است تفسير عرش در آيات به سرير و تخت، توضيح اين كه: گاهى لفظ عرش در زبان عرب و معادل آن در زبان فارسى، در سلطه و قدرت وحكم و فرمانروايى به كار مى رود. مثلاً مى گوييم تخت فلانى واژگون شد، يا بر تخت حكومت نشست; در حالى كه ممكن است اصلاً تخت و سريرى دركارنباشد، همين قدر كه زمام امور را به دست گرفت و اراده او در تدبير مملكت نافذ شد، اين نوع تعبير، تعبير درستى خواهد بود، شاعر عرب زبان مى گويد:
إذا ما بَنـُو مروان ثُلَّت عروشُهم *** و أودتْ كما أودتْ اياد و حمير
آن گاه كه تختهاى بنى مروان ويران شد و فرزندان مروان بسان قبيله «اياد» و «حمير» نابود گشتند.