منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٧
كاستيها منزه است.
اين نكته اى است كه به نظر ما رسيد، ممكن است نكته اى ديگر نيز داشته باشد.
اسم صد و دوم: القريب
لفظ قريب در قرآن ٢٦ بار آمده و در سه مورد وصف خدا قرار گرفته است:
١. (وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادى عَنّى فَإِنّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعان...). (بقره/١٨٦)
«هرگاه بندگان من از تو درباره من سؤال كنند، بگو: من نزديكم، درخواست درخواست كننده را پاسخ مى گويم، آنگاه كه مرا بخواند».
٢. (...فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّى قَريبٌ مُجِيبٌ).(هود/٦١)
«از او آمرزش بخواهيد آنگاه به سوى او بازگرديد، پروردگار من نزديك است و پاسخگو».
٣. (...وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِى إِلَىَّ رَبِّى إِنَّهُ سَميعٌ قَريبٌ).(سبأ /٥٠)
«اگر هدايت شدم به خاطر پيامى است كه پروردگار به من مى فرستد، او شنوا و نزديك است».
از آنجا كه لازمه نزديك بودن خدا، شنوايى و اجابت است، قرآن اسم «قريب» را همراه با «سميع» و «مجيب» بكار برده است. و ما در باره قرب خدا به هنگام بحث از اسم «اقرب» سخن گفتيم.
اسم صد و سوم: القوى
لفظ «قوى» در قرآن به صورت معرفه و نكره يازده بار آمده و در هشت مورد صفت خدا قرار گرفته است كه به برخى از اين موارد اشاره مى كنيم: