منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٢
وباز مى فرمايد:
(وَ هُوَ القاهِرُ فَوقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَة).(انعام/٦١)
«او است غالب و برتر از بندگانش، نگهبانانى بر شما گمارد».
درباره معنى قاهر در اسم بعدى بحث خواهيم كرد.
اسم صدم: القهار
لفظ قهّار در قرآن در شش مورد آمده و در همه موارد وصف خدا قرار گرفته، و پيوسته با اسم «الواحد» همراه مى باشد. چنان كه مى فرمايد:
١. (...ءَأَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّه الواحِد القَهّار).(يوسف/٣٩)
«آيا خدايان پراكنده خوب است يا خداى يگانه غالب».
٢. (...قُلِ اللّهُ خالِقُ كُلِّ شَىء وَ هُوَ الواحِدُ القَهّار).(رعد/١٦)
«بگو خدا آفريدگار همه چيز است و او است يگانه و غالب».
٣. (...وَ بَرَزُوا للّه الواحد القَهّار).(ابراهيم/٤٨)
«آنها در پيشگاه خداوند يكتاى قهار آشكار مى شوند».[١]
ابن فارس در باره معنى «قهر» كه قاهر و قهار از آن گرفته شده است مى گويد، اين كلمه بر پيروزى و برترى دلالت مى كند.و قاهر به معنى غالب است.
راغب مى گويد: «قهر» به معنى غلبه و ذليل كردن طرف مقابل است چنان كه مى فرمايد:(فَأَمَّا اليَتِيمَ فَلا تَقْهَر).(ضحى/٩):«امّا يتيم را ذليل مكن».
ولى ظاهر اين است كه «ذلّت» معنى مستقيم «قهر» نيست، بلكه از لوازم آن مى باشد، زيرا لازمه غلبه بر كسى ذليل و سركوب كردن او است كه ملازم با
[١] ساير آيات عبارتند از: ص/٦; زمر/٤ و غافر/٢٦.