منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣
معارف كه در قرآن وارد شده، مطرح مى كنيم كه همگى در ماوراى حس قرار دارند و جز از طريق خرد و برهان، قابل درك نمى باشند، مانند:
١. (...لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْء...)(شورى/١١)
« براى خدا نظير و مانندى نيست».
٢.(...فأَيْنَما تُوَلُوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه...)(بقره/١١٥)
«هركجا روى آورى خدا آن جا است».
٣. (هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخرُ وَ الظاهِرُ والباطِن وَهُوَ بِكُلِّ شَىء عَليم)(حديد/٣).
«او است آغاز و پايان، برون و درون و او به همه چيز دانا است».
٤. (...وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَما كُنْتُمْ...)(حديد/٤)
« او با شماست هر كجا باشيد».
٥. (أَمْ خُلِقُوا مِنْ غيرِ شَىْء أَمْ هُمُ الخالِقُون) (طور /٣٥)
«آيا بدون علت پديد آمده اند يا خود خالق خويشند؟».
٦. (لَو كانَ فِيهِما آلهة إِلاّ اللّه لَفَسَدَتا فَسُبحانَ اللّهِ رَبّ العَرش عَمّا يَصِفُونَ)(انبيا/٢٢)
«اگر در آسمانها و زمين خدايانى جز خدا بود، هر دو تباه مى شدند. منزه است خداى صاحب عرش از آنچه كه او را توصيف مى كنند».
٧.(مَا اتّخَذَ اللّهُ مِنْ وَلَد وَ ماكانَ مَعَهُ مِنْ إِله إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِله بِما خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْض سُبْحانَ اللّهِ عَمّا يَصِفُونَ)(مؤمنون/٩١)
«خدا هرگز فرزندى بر نگزيد وبا او خداى ديگرى نيست (اگر غير اين بود)، هر خدايى به سراغ مخلوق خويش مى رفت، برخى بر برخى ديگر برترى مى جستند، پيراسته است خدا از آنچه كه او را با آن توصيف مى كنند».