منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٩
«پديد آرنده آسمانها و زمين آن گاه كه به آفرينش چيزى فرمان دهد جز اين نيست كه به او مى گويد باش، آن نيز تحقّق مى پذيرد».
و نيز مى فرمايد:
(بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ أَنّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلّ شَىء وَ هُوَ بِكُلِّ شَىء عَلِيم).(انعام/١٠١)
«پديد آرنده آسمانها و زمين، چگونه براى او فرزندى مى باشد در حالى كه براى او همسرى نيست و همه چيز را آفريده، او به هر چيزى دانا است».
ابن فارس مى گويد: ابداع انجام كارى است،بدون الگوى پيشين، راغب نيز مى گويد: ابداع عبارت از ايجاد مصنوعى است، بدون نمونه پيشين و الگو بردارى از ديگران و هر موقع خدا با آن توصيف شود، مقصود ايجاد پيراسته از ابزار و ماده پيشين است.
مؤيد گفتار هر دو، لفظ آيه (قُلْ ما كُنتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُل...) (احقاف/٩) است، يعنى بگو من نخستين رسول نيستم كه از جانب خدا مبعوث شده ام. بلكه پيش ازمن رسولانى بوده اند و از اين جهت به هر چيزى كه به خدا و پيامبر نسبت داده شود ولى در دين وارد نشده باشد«بدعت» مى گويند، و شاهد ديگر آن، آيه (...وَ رَهْبانِيَةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ...)(حديد/٢٧) است، يعنى مسيحيان از پيش خود رهبانيت را اختراع كرده و به ما نسبت دادند، در حالى كه چنين چيزى را به آنان تكليف نكرده ايم.
تا اين جا با نام «بديع» كه آفرينشگرى بدون ماده و الگوى پيشين است آشنا شديم، اكنون به توضيح آيه هاى ١١٧ سوره بقره و ١٠١ سوره انعام كه متن و ترجمه آنها گذشت، مى پردازيم; هدف در آنها اقامه برهان بر نداشتن فرزند است و از جهات مختلف در اين دو آيه اقامه برهان شده است; آيه سوره انعام را در سه بخش تفسير مى كنيم: