منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٩
اسم صدو هفدهم: المجيد
لفظ مجيد در قرآن چهار بار آمده و در دو مورد اسم خدا قرار گرفته است، و در دو مورد ديگر قرآن با آن توصيف شده است، چنان كه مى فرمايد:
١.(رَحْمَتُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ البَيْتِ انَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ).(هود/٧٣)
«رحمت و بركات خدا بر شما اهل بيت است و او ستوده و بزرگوار است».
٢. (وَ هُوَ الغَفُورُ الوَدود* ذُو العَرشِ المَجيد). (بروج/١٤ـ١٥)
«او است بخشاينده و مهربان صاحب عرش و بزرگوار».
٣. (ق وَ القُرآن المَجيد).(ق/١)
«قاف، سوگند به قرآن بزرگوار».
٤. (بَلْ هُوَ قُرآنٌ مَجيدٌ * فِى لَوح مَحْفُوظ).(بروج/٢١ـ٢٢)
«بلكه آن قرآن شريف و بزرگوارى است كه در لوح محفوظ مكتوب است».
ابن فارس مى گويد:«مجد» عبارت ازاين است كه چيزى به درجه نهايى برسد و عرب آن را در صفات زيبا بكار مى برد، مثلاً فردى كه از نظر كرم در رده بالايى قرار گيرد به عمل او«مجد» گفته مى شود و او را ماجد مى خوانند، و چون كرمى بالاتر از كرم خدا نيست، خدا ماجد و مجيد است.
راغب مى گويد: «مجد» گستردگى در كرم و جلال است، و اگر قرآن را مجيد مى نامند چون بيانگر مكارم دنيوى و اخروى است، و در نتيجه «مجيد» مبالغه در «مجد» است و اگر خدا را مجيد مى ناميم يا به خاطر برترى ذات و صفات او، ويا گسترش كرم و احسان او است.
ولى ظاهراً «مجد» به معناى رفعت و عظمت است، و مجيد كسى است كه داراى يكى از اين دو مبدء است، ووسعت در كرم از آثار و مظاهر آن