منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٥
تابلو نقاشى يك هنرمند، بناى يك معمار، پيام آن دو به شمار مى روند و از كمالات آنان خبر مى دهند، از اين جهت قرآن خود مسيح را كلمه خدا مى نامد و مى فرمايد:
(إِنَّما المَسيحُ عيسىَ ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّه وَ كَلِمَتُه...).(نساء/١٧١)
«مسيح، عيسى فرزند مريم رسول خدا و كلمه او است».
چرا كلمه خدا نباشد در حالى كه بازگو كننده قدرت عظيم خدا است كه جنينى را در رحم مادر پديد آورد، بدون اين كه لقاحى صورت گيرد; روى اين جهت قرآن همه عالم آفرينش را كلمات خدا مى داند و مى فرمايد اگر دريا مركّب شود و هفت درياى ديگر آن را كمك كنند (انس و جن مشغول نوشتن كلمات خدا باشند)، درياها پايان مى پذيرد و سخنان خدا پايان نمى پذيرد، چنان كه مى فرمايد:
(وَ لَوْ أَنَّما فِى الأَرض مِنْ شَجَرَة أَقلام وَالبْحْر يَمُدُّهُ مِنْ بَعِدِه سَبَعة أَبْحُر ما نَفِدَت كَلِماتُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ).(لقمان/٢٧)
«اگر آنچه كه در روى زمين درخت هست، قلم شود و دريا مركب گردد و هفت درياى ديگر بر آن افزوده شود، كلمات خدا پايان نمى پذيرد، خدا عزيز و حكيم است».
آنچه در جهان آفرينش است و به نام موجودات امكانى خوانده مى شود، همگى با زبان بى زبانى از كمال و زيبايى، و دانش، و توانايى خالق خود سخن مى گويند و كلام او به شمار مى روند امير مؤمنان(عليه السلام) در بعضى از سخنان خود به اين قسم از كلام اشاره كرده و مى فرمايد:«يقول ممن أراد كونه كن فيكون لا بصوت يُقرع، ولا بنداء يُسْمَع، و إنّما كلامه سبحانه فعل منه انشاه و مثله».[١]
«چيزى را كه وجود آن را بخواهد به آن فرمان باش مى دهد، آن نيز تحقق مى پذيرد، امّا در اين فرمان نه صدايى است كه گوشى را بنوازد و نه ندايى است كه شنيده شود، كلام خدا فعل خدا
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٨٤.