منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٨
معناى مطابقى آن، همان خدا است.و معبود بودن از لوازم آن است نه معنى مطابقى آن.
اشتباهى ديگر
سلفى هاى امروز كه در سلك وهابيان تجلى كرده اند، مى گويند: نمى توان لفظ جلاله را به صورت مفرد به كار برد، بلكه بايد آن را در ضمن جمله اى گفت; زيرا اين لفظ در تمام اذكار كه در قرآن و سنت وارد شده، در ضمن جمله آمده است. مانند:«لا إله إلاّ اللّه» و «أستغفر اللّه»، ازاين جهت نمى توان لفظ اللّه را به صورت مفرد به كار برد، آن گاه ابن تيميه مى افزايد:«استمرار بر ذكر اللّه به صورت جدا، چه بسا گوينده را به اوهامى از قبيل حلول و وحدت وجود سوق مى دهد».
اين انديشه در نهايت سستى است، اوّلاً اطلاقاتى كه در مورد ذكر خدا آمده است، در اين مورد كافى است، چنان كه مى فرمايد:
(وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً).(انسان/٢٥)
«نام خدايت را صبح و عصر ياد كن»[١]
يعنى بدون قيد و شرط خواه مفرد باشد يا در ضمن جمله.[٢]
ثانياً در برخى از آيات دستور مى دهد كه اللّه را به صورت مفرد بگوييم، مانند: (...قُلِ اللّه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِى خَوضِهِمْ يَلْعَبُون) (انعام/٩١). اينكه ابن تيميه مى افزايد ذكر نام اللّه به صورت مفرد ممكن است عواقب خوبى نداشته باشد،
[١] ابن تيميه، مجموع الفتاوى، ج١٠، ص ٥٥٦. [٢] همچنين است ديگر آيات مانند: (وَ اذْكُر رَبّكَ فى نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ القَولِ بالغُدُوّ ِوالآصال وَ لاتَكُنْ مِنَ الغافلين)(اعراف/٢٠٥): «نام خداى خود را نزد خود از روى تضرع و خوف و آهسته به هنگام صبح و عصر ياد كن و از غافلان مباش».