منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩
هيچ يك از اين دو مقدمه ثابت نيست، در باره مقدمه نخست يادآور مى شويم ظاهر اين است كه الف و لام مزبور براى استغراق است، مقصود از تقديم لفظ جلاله اللّه بر اسماء تفهيم اين حقيقت است اين تنها خدا است كه براى او همه نامهاى نيك است و در اين ويژگى شريكى ندارد و معنى آيه اين است: هر اسم زيبايى كه در جهان است، از آن خدا است و در اين قسمت شريكى ندارد و اگر گاهى نام عالم و قادر بر ديگرى اطلاق مى شود، مسلّماً به نحوى نيست كه درباره خدا به كار مى رود; زيرا علم و حيات خدا بالذات است، در حالى كه علم وحيات ديگران مكتسب از خدا است; پس نام عالم و قادر به نحو احسن كه به حق مى توان گفت عالم و قادر است، از آنِ خدا است و اگر ديگران سهمى از اين دارند، به نحو غير احسن است و يا به تعبير ديگر از تجليات اسماى حسناى او است، تو گويى اين جمله به منزله اين است كه خدا در آيات ديگر مى فرمايد:
(أنَّ القُوَّة للّه جَميعاً) (بقره/١٦٥)
(فانّ العِزَّة للّه جَميعاً) (نساء/١٣٩)
در اين صورت معنى آيه اين مى شود، حقيقت هر اسمى به نحو احسن از آن خدا است و در اين قسمت كسى با او شريك نيست، مگر اين كه خود او ديگران را از آن نصيبى بخشد، نه اين كه براى خدا فقط نامهاى زيبايى وارد در كتاب و سنت است.
امّا مطلب دوم، يادآور مى شويم كه الحاد در لغت عرب به معنى تمايل از حد وسط به يكى از دو طرف است. و مى توان آن را به چند صورت تصور كرد:
١. اسماى الهى را با تغييرات جزئى روى اصنام خود بگذارند، چنان كه «عُزّّى» را از «عزيز» گرفته و بر بت معروف اطلاق مى كردند، مسلّماً يك چنين