منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٤
ولى اين مانع از آن نيست كه از آن نظر كه بتها جماد و يا نبات هستند، به عنوان پديده هاى هستى، سهمى از حق داشته باشند.
٣. در اين آيه، خدا با وصف ( العلىّ)توصيف شده است واين وصف ناظر به تنزيه خدا از صفات سلبى است و خدا بالاتر و برتر از آن است كه جهل و عجز، زمان و مكان و يا جسم به آن راه يابد، در حالى كه بتهاى مورد پرستش سراپا نقص و فقدانند.
٤. باز در اين آيه خدا با وصف (الكبير) توصيف شده است و شايد اين وصف ناظر به صفات ثبوتى خدا است و حاكى از آن است كه وجود او نامتناهى و نامحدود است و طبعاً واجد تمام صفات ثبوتى و كمالى است و گرنه نوعى محدوديت پيدا مى كند.
٥. مى توان نتيجه گرفت كه كلمه حق در آغاز آيه جامع هر دو صفت مى باشد.
مقصود از ( بالحق) در آيات چيست؟
در برخى از آيات خدا، پاره اى از حوادث را به لفظ (بالحق) توصيف مى كند، مانند:
(هُوَ الّذى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَالقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَالحِساب ما خَلَقَ اللّهُ ذلِكَ إِلاّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوم يَعْلَمُونَ).(يونس/٥)
«او است كه خورشيد را روشنى بخش و ماه را نورانى آفريد، و براى آن منازلى مقرر كرد تا عدد سالها و حساب(امور زندگى) را دريابيد، خداوند اين نظام را جز به حق نيافريد و نشانه هاى قدرت را براى دانايان بيان مى كند».
در اين آيه فعل «حق» (آفرينش نظام) توصيف به حق شده است، اكنون