منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٧
هدايت هاى قبلى است.
اگر برخى از آيات، هدايت و ضلالت را از آن خدا مى داند، مقصود اين نوع هدايت خصوصى است و مقصود از گمراهى، محروميت از آن مى باشد، و اسباب هدايت خصوصى در اختيار همگان است.
در اين جا به دو گروه از آيات اشاره مى كنيم كه هدايت و ضلالت خصوصى را مدلل به امورى نموده است كه فعل و ترك آنها در اختيار تمام بندگان است:
الف. ملاك هدايت خصوصى
براى شمول هدايت خصوصى ملاكهايى در آيات وارد شده كه همگى به يك منشأ بر مى گردد و آن بهره مندى از هدايت نخستين است، چنانكه:
١. (...إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِى إِلَيْهِ مَن أَناب).(رعد/٢٧)
«خدا هركس را بخواهد گمراه، و آن كس كه به سوى او توجه كند، هدايت مى كند».
٢.(وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ مَعَ المُحْسِنينَ).(عنكبوت/٦٩)
«آنان را كه در راه ما كوشش كرده اند به راههاى خود هدايت مى كنيم و خدا با نيكوكاران است».
٣. (وَ الّذينَ اهْتَدَوا زادَهُمْ هُدىً).(محمد/١٧)
«آنان كه هدايت يافته اند، بر هدايتشان افزوديم».
٤. (...إِنَّهُمْ فِتيَـةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً).(كهف/١٣)
(«اصحاب كهف) جوان مردانى بودند كه به خدا ايمان آورده و برهدايتشان افزوديم».
روى سخن در اين آيات با گروه مؤمنان است كه اسباب هدايت عمومى