منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٥
سؤال مى شود كه مقصود از حقانيت فعل چيست؟
اينك پاسخ:
تفسير حقانيت فعل الهى
در اين آيه و آيات بعدى كه از نظر خواهد گذشت، پاره اى از حوادث به حق توصيف شده اند، اكنون بايد ديد مقصود از حق بودن اين حوادث چيست؟ اين مطلب را مى توان به دو بيان شرح داد:
الف: واقعيت جز حق چيزى نيست
هر چيزى كه در صفحه هستى سهمى از وجود و ثبوت و تحقق دارد، جدا از حق نيست; چيزى كه هست اين كه هرگاه موجود و قائم به ذات باشد و در تحقق خود در گرو قيد و شرطى نباشد، اوحق مطلق بوده، ولى اگر موجود در تحقّق خويش در گرو اسباب و علل باشد، از آن نظر كه سهمى از هستى دارد، حق خواهد بود و در اين مورد ميان موجودات امكانى تفاوتى نيست، حتى بتها و معبودهاى دروغين از آن نظر كه سهمى در وجود دارند، واجد واقعيت مى باشند و اگر آنها را باطل مى خوانيم به خاطر كمالى است كه فاقد آن مى باشند، آنها را آلهه مى خوانيم در حالى كه از الوهيت بهره اى ندارند.
ب: آفرينش پيراسته از عبث است
از آن جا كه فعل خدا حكيمانه است و دور از عبث و لغو مى باشد، طبعاً چنين فعلى در برابر فعلى كه فاقد غرض و غايت است، حق خواهد بود. در اين جا بحث گسترده اى ميان عدليه و اشاعره وجود دارد، عدليه مى گويد: فعل حق در صورتى حكيمانه و حق خواهد بود كه هدفى را تعقيب كند و با آياتى بر مدعاى خود استدلال مى كند; در حالى كه اشاعره معتقدند كه فعل