منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢
عرض است، مى تواند يكى باشد.
البته تفسير نخست كاملاً از نظر متكلمان دور مى باشد و نمى توان سخنان آنان را ناظر اين مطالب دانست و روشن نيست كه چرا اين مسئله وارد كلام اسلامى شد و گروهى مدعى آن شده اند. اسماء كه جز الفاظى بيش نيست، عين مسمّى است و از اين كه شيخ اشعرى كوشيده تا براى اين عقيده صورت برهان درست كند، معلوم مى شود كه در عصر او اين مسئله جزء عقايد رسمى اهل سنت به شمار مى رفت، و با مراجعه به روايات به دست مى آيد كه مسئله در عصر امام صادق (عليه السلام)مطرح بوده و در آن زمان فرضيه وحدت اسم و مسمى موضوع بحث بوده است، امام (عليه السلام) در يكى از بيانات خود به هشام بن حكم چنين مى فرمايد:«خدا نود و نه نام دارد، هرگاه نام عين مسمى باشد بايد هر اسمى براى خود خدايى باشد. ولى خدا واقعيتى است كه اين اسماء ما را به آن واقعيت راهنمايى مى كند و همگى غير آن واقعيت مى باشند. بعداً امام براى روشن كردن مسئله يادآور مى شود: در زبان عرب «خبز» نام خوردنى و ماء نام نوشيدنى، ثوب نام پوشيدنى و نار نام مادّه سوزاننده، آيا مى توان گفت كه اين اسماء عين واقعيت آنهاست». بعد به هشام خطاب كرده مى فرمايد:« آيا از مقصود من آگاه شدى تا با مخالفان به جدال برخيزى، كسانى كه غير خدا را با خدا همراه كرده اند».[١]
ما در اين بخش به همين اندازه از سخنان معصومان اكتفا مى كنيم. و تفصيل آن را مى توان از مراجعه به كتب حديث به دست آورد.
[١] كلينى، كافى، ج١، باب المعبود، ص ٨٧، حديث ٢.