منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٥
اسم هشتاد و سوم. العزيز
لفظ «عزيز» در قرآن ١٤٨ بار وارد شده و در هشتاد و نه مورد وصف خدا قرار گرفته است، و احياناً با صفاتى همراه مى باشد، يعنى با: حكيم، ذو انتقام، قوىّ، حميد، رحيم، عليم، غفور، وهاب، غفّار، كريم، مقتدر وجبّار.
اكنون بايد ديد معنى اصلى عزيز چيست؟ در اين جا اختلاف نظر وجود دارد.
ابن فارس مى گويد: معنى اصلى آن چيزى است كه حكايت از شدّت و قوت و غلبه و قهر مى كند.
خليل مى گويد: معنى اصلى آن كميابى است مى گويند:عزّ الشىء: ناياب شد.
راغب مى گويد:عِزَتْ حالتى است در انسان كه مانع از مغلوب شدن مى شود، ازاين جهت به زمين سفت و سخت مى گويند: ارض غزاز: أى صلبة: زمين سفت و سخت.
با توجه به موارد استعمال اين كلمه، به نظر مى رسد آنچه كه ابن فارس و راغب گفته اند صحيح تر باشد، اينك مواردى را يادآور مى شويم:
١. (...عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّم...).(توبه/١٢٨)
«رنجهاى شما بر او (پيامبر) سخت است».
٢. (وعزّنى فى الخطاب).(ص/٢٣)
«درمذاكره برمن غلبه كرد»، تا در طرف قوه و قدرت نباشد، غلبه معنى ندارد.
٣. (...وَ لَولا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيز).(هود/٩١)