منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٥
آمده كه مى تواند ناظر به يكى از بيانهاى سه گانه يا بيرون از آنها باشد، و ما متن كلام او را مى آوريم، تطبيق و نتيجه گيرى را به خوانندگان گرامى واگذار مى كنيم.
در خطبه هشتاد و پنج از نهج البلاغه مى فرمايد:«وأشهد أَنْ لا إله إلاّ اللّه وحده لا شريكَ له، الأوّلُ لا شىء قبلَه، و الآخر لا غاية له».
و در خطبه نود و يكم مى فرمايد: «الأوّل الذى لم يكن له قبلٌ فيكونَ شىءٌ قبلَه و الآخر الذى ليس له بعد فيكون شىء بعده».
و در خطبه نود و چهارم مى فرمايد:«الأوّل الذى لا غايةَ له فينتهى، ولا آخرَ له فينقضى».
و در خطبه نود و ششم مى فرمايد:«الحمد للّه الأوّلّ فلا شىءَ قبله، والآخر فلا شىء بعده».
ودر خطبه صد و يكم مى فرمايد:«الحمد للّه الأوّل قبل كلّ أوّل، و الآخرُ بعدَ كلّ آخر، بأوّليته وجب أن لا أوّل له، و بآخريته وجب أن لا آخر له».
با توجه به اين جمله ها روشن مى گردد كه امير مؤمنان (عليه السلام) نخستين پرچمدار تبيين معارف قرآن است و هيچ كس از صحابه، حتى به اندازه بسيار اندكى، در اين مورد سخن نگفته است.
برخى[١] براى تفسير اين آيه وجوه بيست و چهارگانه اى گفته اند كه قسمتى از آنها قابل قبول و برخى قابل پذيرش نيست، ولى اين تفاسير اصطلاحاً تفسير اشارى است نه تفسير بيانى، تحميل اين معانى بر آيه احتياج به دليل روشنى دارد.
[١] رازى، لوامع البينات، ص ٣٢٣ـ٣٢٦.