منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٧
بيرون نيست.
٣. آنان گفتارى ظاهرى و نادرست مى گويند، و آنچه را كه خدا نيست، خدا مى نامند.
و شايد فرض اخير درست تر باشد زيرا آنان هم مى دانستند كه بتهاى مورد پرستش آنها كاره اى نيستند، و صفات معبود در آنها وجود ندارد، و همچنين از احاطه علم خدا آگاه بودند از اين جهت فرض اخير متعين است و در ذيل آيه مى فرمايد: «مكر و حيله كافران براى آنها زيبا جلوه كرده و از راه حق بازمانده اند، و هرگز هدايت نخواهند شد». و اين جمله مى رساند كه آنها با الفاظ بازى مى كنند، غير خدا را خدا مى نامند و آن را مى پرستند.
اكنون كه معنى آيه روشن شد بايد ديد مقصود از اسم (قائم على كلّ نفس بما كسبت)چيست؟
اين جمله كنايه از سلطه گسترده حق است بر هر انسانى، زيرا كسى كه بالا سر انسان مى ايستد بر كارهاى او اشراف و از تمام خصوصيات آگاه است، تو گويى خدا مِثْل موجودى است كه از افق برتر مراقب همه اعمال انسانها است.
لفظ «قائم» در قرآن به معنى حافظ و نگهبان استعمال شده است چنان كه مى فرمايد:(...وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينار لا يُؤدّهِ إِلَيْكَ إِلاّ ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً...).(آل عمران/٧٥)
«برخى از اين اهل كتاب به گونه اى پست هستند كه اگر او را براى دينارى امين بشمارى (در اختيارش بگذارى) هرگز ردنمى كند، مگر اين كه بر او مسلط باشى».
اسم نود وششم: قابل التوب
اين اسم در قرآن يك بار آمده و وصف خدا قرار گرفته است، چنان كه