منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٨
صدوق مى گويد: «اللّهو اله به معنى مستحق عبادت است وجز خدا كسى شايسته عبادت نيست»، تا آن جا كه مى گويد:«اصل اللّه«الالاه» به معنى عبادت بوده است».[١]
ب. مشتق از «وله» به معنى تحيّر است.
ج. مشتق از «اله» به معنى فزع است، زيرا مردم در شدايد به او پناه مى برند.
د. مشتق از«اله» به معنى سكون خاطر است، زيرا ياد او مايه آرامش خاطر است.
هـ. مشتق از «لاه» به معنى احتجاب است، زيرا او بالاتر از خيال و اوهام است.[٢]
و. مشتق از «وله» به معنى محبت شديد است.
ز. مشتق از«لاه» به معنى مرتفع از نظر مكان يا مقام است.
ح. مشتق از «اله» به معنى اقامت در مكان است و كنايه از دوام وجود مى باشد.[٣]
آنچه گفته شد يك رشته احتمالاتى است كه نمى توان به آنها اعتماد كرد، ولى معروف اين است كه اصل اللّه، «الاه» بوده و پس از حذف همزه، الف و لام بر آن وارد شده، و دولام درهم ادغام گشته و به صورت «اللّه» درآمده و به ذات بارى اختصاص يافته است، چنان كه مى فرمايد:
(الأعلم، هَل تعلم له سميّاً).(مريم/٦٥)
«آيا براى او همنامى مى دانى؟».
[١] صدوق، توحيد، باب اسماء اللّه، ذيل حديث ٩، ص ١٩٥. [٢] طبرسى، مجمع البيان، ج١، ص ١٦، ط صيدا. [٣] رازى، لوامع البينات، ص ١٠٨.