منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥
(وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطان إِلاّ لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِى شَكّ وَرَبُّكَ عَلى كُلِّ شَىْء حَفيظٌ). (سبأ/٢١)
« ابليس بر آنان سلطه اى نداشت(مگر از طريق وسوسه) و اين به خاطر تميز دادن كسانى است كه به آخرت ايمان داشته، از كسانى كه در آن شك و ترديد دارندو پروردگار تو از همه چيز آگاه است».
و در آيه سوم«حفيظ» به عنوان وصف كتاب وارد شده است، چنان كه مى فرمايد:
(قَدْعَلِمْنا ما تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِنْدَنا كِتابٌ حَفيظٌ).(ق/٤)
«ما مى دانيم كسانى را كه زمين از آنها مى كاهد(مى ميرند)، نزد ما است كتاب نگاهدارنده(نامها و خصوصيات آنان)».
ابن فارس مى گويد: واژه حفيظ يك معنا دارد و آن زير نظر گرفتن شيئ و غفلت نكردن از آن است، و نيز مى افزايد معنى مناسب آن در دو آيه نخست، همان مفهوم عليم است.
اسم بيست و هشتم: الحَفىّ
لفظ «حفىّ» در قرآن دوبار و در يك مورد به عنوان وصف خدا وارد شده است، چنان كه از زبان ابراهيم آن گاه كه آزر را براى ترك بت پرستى دعوت كرد، چنين نقل مى كند:
(قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّى إِنَّهُ كانَ بِى حَفِيّاً).(مريم/٤٧)
«گفت:سلام بر تو، از پروردگارم براى تو طلب آمرزش خواهم كرد، او نسبت به من مهربان است».
و در آيه ديگر درباره غير خدا به كار رفته است چنان كه مى فرمايد:
(...يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِىٌّ عَنْها قُلْ إِنّما عِلْمُها عِنْدَ اللّهِ...).(اعراف/١٨٧)