منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
١. متكلمان عدليه
متكلمان عدليه(معتزله و اماميه) كلام خدا را كيف مسموع مى دانند كه خدا آن را در موجودى مى آفريند; قاضى عبد الجبار مى گويد:«حقيقت كلام، حروف منظم و اصوات پياپى است، همين طورى كه خدا منعم است با دادن نعمت به ديگرى، رازق است با دادن روزى به ديگران، متكلم است با ايجاد كلام در ديگران، و هرگز شرط فاعل اين نيست كه فعل قائم به ذات او باشد و در او حلول كند».[١]
سديد الدين شيخ محمود حمصى رازى [٢] در كتاب المنقذ من التقليد مى گويد: «كلام خدا از جنس اصوات و حروف است و دليل آن اين است كه خدا عرب را به لغت آنان خطاب كرده و رسول خدا هم با لغت آنان سخن گفته و خود جزء آنان بود; بنابر اين بايد كلام وارد در خطاب خدا به همان معنى حمل شود كه آنها مى فهميدند، قرآن مى فرمايد:
(وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ المُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتّى يَسْمَعَ كَلامَ اللّهِ). (توبه/٦)
«اگر يك نفر از مشركان از تو پناه بخواهد به او پناه ده تا كلام خدا را بشنود».
و نيز مى فرمايد:
(...وَ كَلَّمَ اللّهُ مُوسى تَكليماً). (نساء/١٦٤)
«خدا با موسى سخن گفت، سخن گفتنى».
وعرب از كلام جز آنچه كه از دو حرف و بيشتر تركيب يابد اراده نمى كند.
[١] قاضى عبد الجبار، شرح اصول خمسه، ص ٥٢٨ و شرح مواقف، ج٨، ص ٤٩٥. [٢] وى از متكلمان شيعى در قرن ششم اسلامى است و كتاب ارزشمند او به نام المنقذ من التقليد در دو جلد چاپ شده است.