منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٢
(...وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ...).(بقره/٢٨)
«شما مردگان بوديد، پس شما را زنده كرد، سپس مى ميراندو بار ديگر زنده مى كند».
البته هر موقع احياء و اماته گفته شود، مقصود همان زنده كردن و ميراندن جسمى و طبيعى است ولى گاهى اين دو واژه در حيات و موت معنوى نيز بكار مى روند چنان كه مى فرمايد:
(أَوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه...).(انعام/١٢٢)
«آيا آن كس كه مرده (كافر) بود، زنده كرديم (ايمان آورد) يكسان است».
(وَ ما يَسْتَوى الأحياءُوَ لاَ الأَموات...).(فاطر/٢٢)
«زنده ها و مرده ها يكسان نيستند».
نتيجه اين كه احياء و اماته با تمام اقسامش از جانب خدا است، ولى درعين حال مانع از آن نيست كه اين دو فيض از طريق اسباب و جنود الهى به بندگان برسد، اين كه خدا را محيى و مميت مى دانيم به معنى انكار اسباب و علل طبيعى نيست، حتى خود قرآن نيز اماته را به فرشته مرگ نسبت داده مى فرمايد:
(قُلْ يَتَوفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوتِ الّذى وُكِّلَ بِكُمْ). (سجده/١١)
«بگو فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده است شما را مى گيرد».
وباز مى فرمايد:
(...حَتّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا يَتَوفَّونَهُمْ...).(اعراف/٣٧)
«وقتى فرستادگان (فرشتگان) به سوى آنان آمدند، جان آنان را مى گيرند».
و نمايش اين اسم در زندگى انسان اين است كه قلب خود را با ياد خدا زنده كند و غرايز مرز نشناس را با لگام زدن به آنها از طغيان باز دارد.